Welcome to گناباد110!

     علامه حاج محمد تقی بهلول گنابادی


     مدیر

مهدیار خجسته نیای گنابادی


     منوی اصلی

· 
· 
· 
· 
· 

کاربران
 انجمنهای تخصصی
 صفحه شخصی
 پیغام کوتاه

کتابخانه
· صوفیه از دیدگاه حضرت پیغمبر اکرم (ص) واهلبیت (ع)
·  آشنايي با علوم اسلامي 2 نقد تصوف
· دوروس اعتقاداتي
 مزدوران انگليس بخش اول
 مزدوران انگليس بخش دوم
· مزدوران انگليس بخش سوم
· مزدوران انگليس بخش چهارم
· مزدوران انگليس بخش پنجم
· مزدوران انگليس بخش ششم
· مزدوران انگليس پيوستها
· جريان هاي فكري ايران و معاصر
·  صوفيه و دراويش در بوته نقد و تحليل
· در خانقاه بيدخت چه مي گذرد؟
· ان سوي صوفيگري
· كليات شيخ بهائي
· مناظرات و مكاتبات - بخش اول
· مناظرات و مكاتبات - بخش دوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش سوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش چهارم
· رازگشا بهين سخن و استوار
· موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ
·  عرفان اسلامی جلد اول (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)
· تصوف وتشیع
· نقدي جامع بر تصوّف ترجمه رسالة الاثني عشريّة فی الردّ علي الصوفيّة

 مقالات
· راز سلوكي مردان خدا
· بيداري سرمايه داري
· مقاله اي در رد تصوف
 تصوف در حيطه نقد
 اصحاب صفه
 تحليلي انتقادي از فرقه نعمت اللهيه گناباديه
· درآمدي بر تصوف
· بيو گرافي جناب آقاي نور علي تابنده:
· حضور آقاي مجذوب عليشاه و شيوخ برجسته در بيدخت
· برنده بيدخت كدام طيف هستند
· دور نماي تصوف در ايران
· رد سلاسل صوفيه
· ایا عشریه می تواند مکفی از خمس وزکات باشد؟
· در باري مذهب شاه نعمت الله ولي از كتاب ميراث تصوف
· بی معنا بودن هو121 از هو 110اشکار تر است
· آيا فرقه نعمت اللهي گنابادي, ريشه در تشيع دارند؟
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش اول
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش دوم
· حافظ وتصوف
· مرحوم کافی وتصوف
· فرقه سازی انگلیس در ایران در مقابل آئین آسمانی اسلام
· سلفی‌گری و تصوف؛ دو روی سکه افراط‌گرایی
· جستارى در تصوف(1)
· جستارى در تصوف(2)
· جهلة صوفيه و دراويش در بوته نقد
· خانقاه
· اندیشه نقد آموزه های صوفیه از دید گاه امام صادق (ع)
· محي‌الدين و حمله مغول
· فکر صوفی در آزمون
· از فرقه دراویش گنابادیه تا شهر دارالمومنین گناباد
· محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ بخش اول
· صوفي گري ستيز با اسلام و دشمني با پيامبر وائمه ـ 1
· لگد زدن ملاسلطان گنابادي در سه ماه گي در شكم مادر
· محی الدین و جنگهای صلیبی (بخش دوم)
· نفوذ تصوف به تشیع
· معجزه، کرامت، کهانت
· آقای نور علی تابنده يا زيد امام حسن(ع)
· پيوند غرب وتصوف
·  گامي به سوی عرفان قرآنی- ولایی
· کودتای آرام قطب فرقه صوفی گنابادی
· اهانت سایت فرقه گنابادی به امام عصر عجل الله
· معروف کرخی در کتب ومقالات فرقه نعمت اللهی گنابادی و سئوالات ما
· استعمار و ایران
· ملامتیه در بوته نقد
· در جواب وبلاگ خور شید حق
· درآمدي‌ بر ديدگاه‌ علما نسبت‌ به‌ تصوف‌
· تأملي در عرفان منهاي شريعت
· تحلیلی از تصوف با تأکید بر فرق ذهبیه
· نقش امام صادق علیه السلام در رد جریانات تصوف
· پاسخي به توجيهات عجيب صوفيه
· اخوان‌الشیاطین و رد پای فرنگیان 1
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 2
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 3
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 4
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 5
· سامری های امت 1
· سامری های امت 2
· سامری های امت3
· سامری های امت4
· ریحانه ها زیر پا
· ریحانه ها زیر پا (۲)
· عقل، عرفان يا عاطفه؟
· بازانديشي « معنويت » در تصوف
· افشاگري هاي مهم يکي از دراويش توبه کرده؟
· آينده قطبيت وفرقه گنابادي
· تودهني محکم بچه شيعه ها به نماينده افراطي هلند
· درباره ی مكاتب عرفانی نوظهور

 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 آمار سایت
 جستجو
 وبلاگ کاربران
 ورود به سایت

تصوف ارز نگاه علما
· نظر امام خمینی درباره تصوف
· ظر ملاصدرا درباره تصوف
· نظر ميرزاي قمي:
·  مناظره اي ايت الله آقا نجفي قوچاني صاحب كتاب سياحت شرق بايكي از دراويش گنابادي


پرسش وپاسخ
· آيا كلمة تصوّف واژه اي اسلامي است يا بعداً وارد فرهنگ اسلامي شده است؟
· رهبانيت مسيحي در پيدايش تصوف در ميان مسلمانان چه نقشي داشته اند
· آيا تصوّف قبل از اسلام وجود داشت؟
· درست است كه مذهب اهل سنت بستر مناسب براي رشد تصوف است؟
· چرا خيلي از عرفاي شيعه را كسي به عنوان صوفي نمي‌شناسد؟
· وجوه اصلي تباين اخلاق، عرفان و تصوّف چيست؟
· آيا در سير و سلوك الهي نياز به راهبر و مرشد داريم؟
· آيا تصوف با رهبانيتي كه در احاديث مردود شمرده شده است سنخيتي دارد؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· اقطاب برخي از سلسله‌ها، سني مذهب هستند اين با شيعه بودن دل‌مداران آنها چگونه سازگار است؟
· حضرت امام در اشعارش كراراً عباراتي دارند كه بيانگر اين است كه ايشان تصوف را مقبول مي دانستند مثل «همچو منصور خريدار سر دار شدم» در حالي كه منصور حلاج از بزرگان تصوف بوده اند چرا به هر شيوه اي كه مي خواهيم مطلب را رد مي كنيم لطفاً توضيح دهيد؟
· در كتاب دكتر يزدي (آشنايي با علوم قرآني) در صفحه 122 چنين جمله‌اي نوشته شده صوفيه تندرو نظير ابن عربي نيز طرفدار تأويلات نامستند و بي‌محابا هستند... و در نامة تاريخي امام (ره) به گورباچف امام وي را به كتابهاي ابن عربي جهت آشنايي با اسلام سوق مي‌دهند و اين چگونه توجيهي دارد، آيا امام (ره) اشتباه كرده‌اند يا حرف كتاب صحيح نيست يا...؟
· آيا در تاريخ مي‌توان از يك درويش، قطب، مرشد، صوفي و... نام برد كه باري از دوش مردم يك جامعه برداشته باشند؟
· آيا واقعاً عده‌اي از اصحاب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ صوفي بودند؟
· آيا عشق كه ركن اصلي تصوف است با عقل سازگار است؟
· آيا مكتب تصوف قائل به پلوراليسم ديني است؟
· آيا گفته‌هاي قطب و مرشد مي‌تواند حجت شرعي باشد؟
· اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت پس مترادف با تصوف است؟
· چرا حلول و اتحاد كه بطلانش بر كسي پوشيده نيست از اركان تصوّف قرار داده شده است؟
· آيا تصوف مثل فيدئيسم افراطي عقل‌ستيز است يا عقل‌گريز؟
· آيا چون «ولي» اسم خدا است و تعطيل‌بردار نيست بعد از ائمه ـ عليهم السّلام ـ اين ولايت بايد با قطب ادامه يابد؟
· تأويلي كه صوفيه از آيات قرآن ارائه مي‌دهند با تأويل متكلمين عدليه چه فرقي دارد؟
· اگر صوفيه عقل را قبول دارند چرا پاي آن را چوبين مي‌دانند؟
· اگر برخي از صوفيه كه ادعاي تشيع مي‌كنند راست مي‌گويند چرا اقطاب سني دارند؟
· اگر رياضت‌هاي مورد ادعاي صوفيه راهبر بودند چرا در اسلام به آنها توصيه نشده است؟
· چه نقدهاي كلي بر فرقه تصوف وارد است؟
· اگر عشق مفهوم معنوي دارد چرا صوفيه در عمل آن را به امور مادي و حتي جنسي منطبق مي‎كنند؟
· اگر غنا حرام است چرا صوفيه آن را يكي از اركان مرام خود قرار داده‌اند؟
· آيا مي‌توان گفت كه تصوف همان مفهوم زهد در فرهنگ اسلامي را دارد؟
· آيا شعر«پس به هر دوري وليّي قائم است تا قيامت آزمايش دائم است»دلالت بر جدائي تشيع از تصوف نمي‌كند؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· بزرگان فرقه صوفيه (فرقه علي شاه) حالات روحي و عرفاني عجيبي دارند، اگر اين فرقه‌ها از نظر اسلام ردّ بود نبايد چنين حالاتي به آنها از طرف خدا اعطاء مي‌شد؟
· چرا بزرگان اصحاب ائمه گرايشي به تصوف نداشتند؟
· صوفي با عارف و زاهد و درويش چه فرقي دارد كه نام خود را صوفي نهاده است؟
· تلقي احاديث از تصوف چيست؟
· چگونه است كه تصوف با همه فرقه‌هاي كلامي سازگاري دارد و در هر كجا باشند خود را تابع فرقه‌ كلامي مردم آن منطقه معرفي مي‌كنند؟

نظر مراجع تقليد
· نظرايت الله موسوي ار دبيلي
· نظر ايت الله شاهرودي
· نظر مراجع ديگر
· ايت الله نوري همداني
· نظر ساير مراجع تقليد

فیلم
· فیلمهای از دراویش گنابادی


     جستجو



     پیشنهادات و انتقادات
پیامهای گذشته   
 

 عقل، عرفان يا عاطفه؟

عقل، عرفان يا عاطفه؟



 

اشاره:

يكي از سوالات اساسي و بنيادين در تقويت مباني ايمان و دين باوري، اين است كه در راه نيل به سر منزل مقصود، مركب عقل راهوارتر است يا عرفان و يا عاطفه؟

به ديگر سخن دينداري عاقلانه برتر است يا دينداري عارفانه و يا هيچيكدام بلكه دينداري مبتني بر عواطف و احساسات ؟ 

در پاسخ بدين سوال مي توان چنين گفت:

ايمان، کاربردهاي گوناگوني دارد و در هر يک از مسالک و مذاهب اسلامي و نيز در اديان مختلف، به گونه‏هاي مختلف تعريف شده است. ما در اين نوشتار، ايمان را به معناي باور قلبي (عقد القلب) نسبت به خدا و ساير آموزه‏هاي ديني در نظر مي‏گيريم. اين نظريه مورد تأييد عالمان بزرگ شيعي، مانند شيخ طوسي، خواجه نصيرالدين طوسي و نيز مرحوم لاهيجي، يکي از متکلمان نامدار شيعي و نيز علامه طباطبايي است. پايه اساسي اين نظريه، تفکيک بين علم و ايمان است؛ به اين معنا که علم، همان ايمان نيست؛ هر چند ايمان بدون علم نيز تحقق ندارد؛ زيرا معرفت، رکن ايمان است و به ما دستور داده‏اند که ايمان بياوريم. بنابراين، ايمان، امري اختياري است و ازآن جا که جايگاه آن را در قلب دانستيم، پس ايمان، يکي از افعال نفس انساني است و افعال جوارحي انسان، خارج از حقيقت ايمان قرار دارند. عمل ، نتيجه ايمان محسوب مي‏شود. پيامبر اسلام صلي‏اللّه‏عليه‏و آله مي‏فرمايد: ايمان واقعي، آن است که خالص در قلب باشد و اعمال انسان، آن خلوص قلبي را تصديق کنند. 1

آن‏چه در تأثيربخشي عمل، بسيار اهميت دارد، آن است که عمل، بايد مبتني بر معرفت صحيح و خالصانه باشد و عمل بدون معرفت و يا عملي که انگيزه‏اي غير از اطاعت خدا داشته باشد، نقشي در افزايش ايمان نخواهد داشت؛ چنان‏که در روايات، عمل فراواني که بدون معرفت کافي باشد، کم ارزش‏تر از عمل اندکي معرفي شده که با معرفت بيشتري همراه باشد

در برخي از روايات، ايمان مرکب از چند عنصر معرفي شده که عبارتند از: اقرار زباني ، باور قلبي و عمل با جوارح. نظريه‏اي که همه اين روايات را به خوبي تحليل مي‏کند، آن است که حقيقت ايمان، همان باور قلبي است و اعتراف زباني، فقط براي اظهار ايمان است و آثار فقهي و حقوقي ظاهري دارد و اعمال جوارحي انسان نيز نتيجه و ميوه باور قلبي او هستند2

بر اساس آموزه‏هاي قرآني و روايي، ايمان، قابل افزايش و کاهش است و به تعبير ديگر، داراي درجات مختلف است.3

در بررسي عوامل تقويت و افزايش ايمان، سه راه عمده را مي‏توان مورد اشاره قرار داد، که عبارتند از: کوشش عقلاني، مجاهده عملي و تحريک احساسات ديني.

 

الف) کوشش عقلاني

از آن‏چه در تبيين مفهوم ايمان گفته شد، نتيجه مي‏گيريم که يکي از راه‏هاي تقويت ايمان، استواري استدلال‏هاي منطقي و عقلي است؛ زيرا ايمان به عنوان فعل نفس انسان، مبتني بر معرفت و شناخت است. اعمال اختياري انسان و به ويژه ايمان، وقتي حاصل مي‏شوند که مورد اراده قرار گيرند و چنان که فيلسوفان اسلامي در بحث اراده انساني گفته‏اند، اراده انسان در درجه اول، مبتني بر شناخت اوست و انسان تا تصوري از چيزي نداشته باشد و مفيد بودن آن را نپذيرد، هيچ‏گاه علاقه‏مند و مشتاق آن نخواهد شد و در نتيجه، اراده‏اي نيز از او صادر نمي‏شود.4 بنابراين، شناخت صحيح، براي ايمان، لازم است و شناخت، اگر مبتني بر داده‏هاي صحيح و دقيق عقلاني نباشد، نتيجه‏اي صحيح نخواهد داشت و اراده ناشي از اين علم نيز به بيراهه خواهد رفت. کسي که ايمان خود را بر پايه شناختي استوار از خدا يا پيامبر و يا امامان بنا ننهاده باشد، به توهّمي ايمان آورده و آن را خدا ناميده است و بديهي است که با رسوخ اولين شبهات و اشکالات، اين توهّم، فرو مي‏ريزد و ايمان مبتني بر آن توهّم نيز ديري نخواهد پاييد. شايد دعوت قرآن به تعقل و تفکر و توبيخ انسان به خاطر عدم تعقل5، ناشي از همين اصل باشد. (روشن است) که تقويت عقلاني ايمان، اختصاصي به تفکر فلسفي ندارد و مطالعه دقيق کتاب خدا و روايات اهل‏بيت عليهم‏السلام و تعقل در آموزه‏هاي آنها نيز در همين دايره قرار مي‏گيرند.6

 

ب) مجاهده عملي (راه‏هاي عرفاني)

منظور از عرفان در اين نوشته، عرفان مصطلح که به نظري و عملي تقسيم شده، نيست؛ بلکه هدف از اين عنوان، انجام همه اموري است که در دين مورد توصيه قرار گرفته است.

ايمان، ريشه در فطرت انساني دارد و به تعبير قرآن کريم، ايمان، محبوب قلب انسان قرار داده شده است.7 پايدار بودن ايمان در تاريخ زندگي بشر نيز گواه اين مدعاست؛ زيرا هيچ‏گاه زندگي بشر خالي از دين و يا ايمان به امري مقدس نبوده است.8

اين نکته، نشان‏گر آن است که انسان همراه ايمان خلق شده است و ايمان در رگ و خون انساني جاري است. بر اساس اين نکته، همه عواملي که باعث تجلي فطرت پاک انساني مي‏شوند، باعث افزايش ايمان نيز خواهند بود و در نقطه مقابل نيز هر چه باعث مخفي کردن فطرت انساني شود، ايمان را نيز به ضعف خواهد کشيد. اين مدعا به وضوح از آيات ابتدايي سوره شمس، استفاده مي‏شود. اميرالموءمنين عليه‏السلام يکي از اهداف بعثت انبيا را اداي ميثاق فطري انسان ذکر کرده است. بر همين اساس است که مجاهده عملي و به تعبير گوياي پيامبر اسلام، جهاد با نفس و يا همان تزکيه نفس، در قالب انجام وظايف و مناسک ديني، مهم‏ترين عامل تکامل ايمان شمرده مي‏شود.

دقت در آيات و روايات، نشان مي‏دهد که عمل انسان (چه عمل جوارحي باشد و چه عمل قلبي)، تأثير فراواني در تحکيم باورهاي ديني و ايمان او دارد و همين حقيقت را مي‏توان به اجمال در آياتي يافت که ايمان را به همراه عمل صالح ذکر کرده‏اند. رسول گرامي اسلام تأکيد مي‏فرمايد که ايمان بدون عمل و عمل بدون ايمان، قبول نمي‏شود.9 تأثير منفي اعمال بر ايمان نيز مورد تصريح آيات قرآن است. در قرآن آمده است: «کساني که اعمال سوء انجام دادند، سرانجام به جايي رسيدند که آيات الهي را تکذيب کردند».10

 

ج) تکيه بر عواطف و احساسات

در بين عوامل تأثير گذار بر نفس انساني که او را به سوي عمل مي‏کشانند، عواملي هستند که تأثير آنها بر احساسات زودگذر انساني، نمايان مي‏شود. انساني که تحت تأثير اين عوامل قرار گيرد، شوق بيشتري نسبت به انجام تکاليف ديني پيدا مي‏کند و نيز نسبت به معتقدات خويش، باورمندتر مي‏شود.

براي تحليل چگونگي تأثير اين امور در پايداري ايمان و يا افزايش آن، لازم است دو نکته اساسي در دين‏داري انسان، مورد توجه قرار گيرند؛ يکي فطري بودن دين، حس پرستش و نيز شناخت خدا و ديگري اين که غفلت، يکي از مهم‏ترين عوامل گسستگي انسان از ايمان دروني و باورهاي ديني، شمرده شده است.11 اگر تکيه بر احساسات گذراي ديني، در جهت بيداري فطرت و جلوگيري از غفلت انسان باشد، مي‏توان بر آن تکيه کرده، آن را جزء عوامل تقويت ايمان به حساب آورد.

 

جمع بندي

تفکر، مطالعه و تحقيق، پايه‏هاي معرفتي ايمان را استوار مي‏سازند و راه‏هاي عرفاني، رکن تعلق و وابستگي ايمان را قوام مي‏بخشند. احساسات نيز مانع غفلت و عامل تذکرند؛ ولي براي تبيين بيشتر جايگاه هريک از اين سه عامل، تأکيد بر دو نکته زير لازم است:

آن‏چه در تأثيربخشي عمل، بسيار اهميت دارد، آن است که عمل، بايد مبتني بر معرفت صحيح و خالصانه باشد و عمل بدون معرفت و يا عملي که انگيزه‏اي غير از اطاعت خدا داشته باشد، نقشي در افزايش ايمان نخواهد داشت؛ چنان‏که در روايات، عمل فراواني که بدون معرفت کافي باشد، کم ارزش‏تر از عمل اندکي معرفي شده که با معرفت بيشتري همراه باشد.12

دقت در آيات و روايات، نشان مي‏دهد که عمل انسان (چه عمل جوارحي باشد و چه عمل قلبي)، تأثير فراواني در تحکيم باورهاي ديني و ايمان او دارد و همين حقيقت را مي‏توان به اجمال در آياتي يافت که ايمان را به همراه عمل صالح ذکر کرده‏اند. رسول گرامي اسلام تأکيد مي‏فرمايد که ايمان بدون عمل و عمل بدون ايمان، قبول نمي‏شود.9 تأثير منفي اعمال بر ايمان نيز مورد تصريح آيات قرآن است. در قرآن آمده است: «کساني که اعمال سوء انجام دادند، سرانجام به جايي رسيدند که آيات الهي را تکذيب کردند».

اتکا بر احساسات، وقتي ثمربخش خواهد بود که باورهاي ديني انسان بر پايه‏هاي استوار عقلاني و وحياني بنا نهاده شده باشد و در غير اين صورت، اين احساسات، با عاملي قوي‏تر، به سوي ديگري متمايل خواهد شد. امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد: «کسي که تحت تأثير افراد ديگر دين‏دار شده باشد، تحت تأثير افراد ديگري از دين خارج خواهد شد». بنابراين، کسي که با مطالعه و بر اساس کتاب و سنت دين را پذيرفته باشد، هرگز متزلزل نخواهد شد؛ حتي اگر کوه‏ها از جاي خود حرکت کنند. احساسات در تمام اديان و نيز در همه مکاتب بشري، قابليت حرکت‏بخشي دارند. جهان، هنوز جنايات نيروهاي نازي را که به شدت توسط سخنراني‏هاي هيتلر تحريک شده بودند؛ به خاطر دارد. بنابراين، احساس ديني، بدون اتکا به معرفت صحيح ديني، راه به جايي نمي‏برد؛ اما احساس مبتني بر معرفت، عامل تذکر و توجه به فطريات و مانع فراموشي است.

بنابراين، هر چند نمي‏توان براي تقويت ايمان از برتري يک راه بر راه ديگري سخن گفت، ولي بايد توجه داشت که اين راه‏ها، در ارتباط با يکديگر معنا مي‏يابند؛ زيرا معرفت بدون عمل، ارزشي ندارد؛ چنان‏که عمل بدون اتکا بر معرفت، کم ارزش است و عاطفه و احساس نيز فقط در راستاي غفلت‏زدايي و تحکيم باورها و تهييج به سوي عمل، به کار مي‏آيد.

 

پي نوشت ها:

1. محمد ري شهري، ميزان الحکمة، ج1، ص191.

2. رک: علي رباني گلپايگاني، تحقيق قوائد العقائد، مرکز مديريت حوزه علميه قم، پاورقي ص 148.

3. توبه، آيه 124، انفال، آيه 8، آل عمران، آيه 173، احزاب، آيه 22.

4. رک: سيد محمد حسين طباطبايي، نهايه الحکمه، موءسسة النشر الاسلامي، ص 155- 157؛ صدرالدين الشيرازي، الحکمة المتعالية، ص 114-113.

5. بقره، آيه 76، آل عمران، آيه 65.

6. جوادي آملي ، عبدالله، شناخت شناسي در قرآن، مرکز نشر فرهنگي رجا، ص 184-186.

7. حجرات، آيه 7.

8. بي ناس، جان، تاريخ جامع اديان، ترجمه: علي اصغر حکمت، ص 5.

9. ري‏شهري، ميزان الحکمه، ج 1، ص193

10. سوره روم آيه 10.

11. عبدالله جوادي آملي، فطرت در قرآن، نشر اسراء، ص 393-394.

12. محمدي ري‏شهري ، پيشين، ج 5، ص2068.

13. همان، ج 2، ص 954.

 

منبع:

محمد کاظم حقاني، مجله پرسمان، شماره 56

http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/Miscellaneous/2008/4/21/65270.html




 
     ورود
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .

     پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط amir52


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
معروف کرخی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"عقل، عرفان يا عاطفه؟" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .




gonabad_110@yahoo.com
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.42 ثانیه