سلفی گری –خصوصاً با گرایش وهابیت- و تصوف هر دو به درد اپیدمی بشر معاصر دچارند؛ افراط و تفریط؛ وهابیت آن همه در نقاب ظاهر مانده و عقل را انکار می کند که تصوف داد طریقت سر می دهد. بماند که وهابیت از همان ابتدا سر در آخور استعمار پیر داشته است ؛ و اگر وهابیون را در فریاد نص گرایی شان صادق بدانیم – که قطعا بخشی از ایشان مزدور تفرقه افکنان دیرینه پای عرصه سیاست اند- تازه درد مضاعف اینجاست که نص به نیزه رفته ظاهرگرایان چیزی جز مشتی تحریفات تاریخی و یا اسرائیلیات وارد شده در متون مقدس نیست و از این منظر نص گرایان شیعه حتی قابل قیاس با سلفی های خشک مغز نبوده و نیستند. هرچند حاکمیت چند صد ساله ایشان بر حوزه شیعه سبب برخی عقب ماندگی های تاریخی شده و تلاش های اخیر ایشان در بازتولید مبانی فکری خود در انطباق با مسائل روز از نظرگاه اهل بصیرت دور نمانده است اما در هر حال ایشان در طول حیات معرفتی خود خدمات شایان توجهی به تشیع نموده اند که می توان جمع آوری روایات اهل بیت و حفظ آنها از گزند تحریفات را از آن جمله شمرد ( که این خود به علت نص گرایی محض ایشان است) در مقابل صوفیه از همان ابتدا با تفکیک شریعت و طریقت و تاکید بر باطن گروی دینی سوی دیگر طیف افراط را در پیش گرفت. پیشینه ایشان به یک معنا به قرن دوم هجری بازمی گردد. چه، همین ها با با داعیه داری دوری کامل از نعمت های دنیوی و پوشیدن جامه زمخت حضرت صادق علیه السلام را نیز به باد ملامت گری های کور خود گرفتند. صوفیه که در طریق خود دست از روحانیت معظم شیعه کشیده ، به بازتولید مفهوم مرجعیت در نظام معنایی خود پرداخته و از ایشان تعبیر به قطب ( به جمع اقطاب) می نمایند و این بزرگ نمایی به حدی است که رسما و در بیانیه ها و وبسایت های صوفیه از قطب خود تعبیر به " مولانا المعظم حضرت حاج.... مجذوب علی شاه ارواحنا فداه"! می نمایند. حضرت امام (رضوان الله علیه) با تیزبینی بی نظیر خود سالها پیش از انقلاب در کتاب چهل حدیث دروغ زنی ارباب تصوف را این گونه بر ملا می کند: آن بيچاره اي که خود را مرشد و هادي خلايق داند و در مسند دستگيري و تصوف قرار گرفته از اين دو حالش پستتر و غمزه اش بيشتر است. اصطلاحات اين دو دسته رابه سرقت برده وسر وصورتي به متاع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود نموده و آن بيچاره صاف و بي آلايش رابه علما و ساير مردم بدبين نموده؛ براي رواج بازار خود فهميده يا نفهميده پارهاي از اصطلاحات جاذب را به خورد عوام بيچاره داده گمان کرده به لفظِ « مجذوبعلي شاه » يا «محبوبعلي شاه » حال جذبه و حب دست دهد. اي طالب دنيا و اي دزد مفاهيم اين کار تو هم اين قدر کبر و افتخار ندارد. بيچاره ازتنگي حوصله و کوچکي کلّه گاهي خودش هم بازي خورده خود را داراي مقامي دانسته. حب نفس و دنيا به مفاهيم مسروفه و اضافات و اعتبارات پيوند شده يک وليده ناهنجاري پيدا شده و از انضمام اينها يک معجون عجيبي و اخلوطه غريبه اي فراهم شود و خود را با اين همه عيب مرشد خلايق و هادي نجات امت و داراي سرّ شريعت، بلکه وقاحت را گاهي از حد گذارنده، داراي مقام ولايت کلیه دانسته ... در اين زمينه یک مقام مطلع در گفت و گو با رجانیوز ضمن تأیید حمایت های مالی بیگانگان از برخی فرقه های صوفیه علت این امر را خستگی جوامع از گفتمان های پوچ غربی و نیاز شدید به جریان ناب معنویت گرایی دانست. وی تمهیدات سردمداران غرب در میدان دهی به عرفان های قلابی شرقی به خصوص بودیسم در غرب را در همین راستا توصیف کرده و در عین حال نسخه بومی ایران را تصوف ارزیابی نمود. گفتني است طیفی از جریان تصوف با توجه به پیشینه تاریخی خود و مخصوصاً پس از وقایع حسینیه دراویش گنابادی قم تغییر تاکتیک داده و فاز فعالیت های نرم را به نسبت فعالیت های فیزیکی و سخت افزاری در دستور کار خود قرار داده اند اما در عين حال طیفی از ایشان همچنان مسیر تندروی های خود را با شدت تام پیموده و حتی یکی از سرکردگان این گروه در مراسم شب قدر در کرج ضمن انتقاد ار مراجع معظم تقلید به احکام نورانی اسلام نیز توهین نمود. |