Welcome to گناباد110!

     علامه حاج محمد تقی بهلول گنابادی


     مدیر

مهدیار خجسته نیای گنابادی


     منوی اصلی

· 
· 
· 
· 
· 

کاربران
 انجمنهای تخصصی
 صفحه شخصی
 پیغام کوتاه

کتابخانه
· صوفیه از دیدگاه حضرت پیغمبر اکرم (ص) واهلبیت (ع)
·  آشنايي با علوم اسلامي 2 نقد تصوف
· دوروس اعتقاداتي
 مزدوران انگليس بخش اول
 مزدوران انگليس بخش دوم
· مزدوران انگليس بخش سوم
· مزدوران انگليس بخش چهارم
· مزدوران انگليس بخش پنجم
· مزدوران انگليس بخش ششم
· مزدوران انگليس پيوستها
· جريان هاي فكري ايران و معاصر
·  صوفيه و دراويش در بوته نقد و تحليل
· در خانقاه بيدخت چه مي گذرد؟
· ان سوي صوفيگري
· كليات شيخ بهائي
· مناظرات و مكاتبات - بخش اول
· مناظرات و مكاتبات - بخش دوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش سوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش چهارم
· رازگشا بهين سخن و استوار
· موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ
·  عرفان اسلامی جلد اول (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)
· تصوف وتشیع
· نقدي جامع بر تصوّف ترجمه رسالة الاثني عشريّة فی الردّ علي الصوفيّة

 مقالات
· راز سلوكي مردان خدا
· بيداري سرمايه داري
· مقاله اي در رد تصوف
 تصوف در حيطه نقد
 اصحاب صفه
 تحليلي انتقادي از فرقه نعمت اللهيه گناباديه
· درآمدي بر تصوف
· بيو گرافي جناب آقاي نور علي تابنده:
· حضور آقاي مجذوب عليشاه و شيوخ برجسته در بيدخت
· برنده بيدخت كدام طيف هستند
· دور نماي تصوف در ايران
· رد سلاسل صوفيه
· ایا عشریه می تواند مکفی از خمس وزکات باشد؟
· در باري مذهب شاه نعمت الله ولي از كتاب ميراث تصوف
· بی معنا بودن هو121 از هو 110اشکار تر است
· آيا فرقه نعمت اللهي گنابادي, ريشه در تشيع دارند؟
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش اول
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش دوم
· حافظ وتصوف
· مرحوم کافی وتصوف
· فرقه سازی انگلیس در ایران در مقابل آئین آسمانی اسلام
· سلفی‌گری و تصوف؛ دو روی سکه افراط‌گرایی
· جستارى در تصوف(1)
· جستارى در تصوف(2)
· جهلة صوفيه و دراويش در بوته نقد
· خانقاه
· اندیشه نقد آموزه های صوفیه از دید گاه امام صادق (ع)
· محي‌الدين و حمله مغول
· فکر صوفی در آزمون
· از فرقه دراویش گنابادیه تا شهر دارالمومنین گناباد
· محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ بخش اول
· صوفي گري ستيز با اسلام و دشمني با پيامبر وائمه ـ 1
· لگد زدن ملاسلطان گنابادي در سه ماه گي در شكم مادر
· محی الدین و جنگهای صلیبی (بخش دوم)
· نفوذ تصوف به تشیع
· معجزه، کرامت، کهانت
· آقای نور علی تابنده يا زيد امام حسن(ع)
· پيوند غرب وتصوف
·  گامي به سوی عرفان قرآنی- ولایی
· کودتای آرام قطب فرقه صوفی گنابادی
· اهانت سایت فرقه گنابادی به امام عصر عجل الله
· معروف کرخی در کتب ومقالات فرقه نعمت اللهی گنابادی و سئوالات ما
· استعمار و ایران
· ملامتیه در بوته نقد
· در جواب وبلاگ خور شید حق
· درآمدي‌ بر ديدگاه‌ علما نسبت‌ به‌ تصوف‌
· تأملي در عرفان منهاي شريعت
· تحلیلی از تصوف با تأکید بر فرق ذهبیه
· نقش امام صادق علیه السلام در رد جریانات تصوف
· پاسخي به توجيهات عجيب صوفيه
· اخوان‌الشیاطین و رد پای فرنگیان 1
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 2
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 3
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 4
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 5
· سامری های امت 1
· سامری های امت 2
· سامری های امت3
· سامری های امت4
· ریحانه ها زیر پا
· ریحانه ها زیر پا (۲)
· عقل، عرفان يا عاطفه؟
· بازانديشي « معنويت » در تصوف
· افشاگري هاي مهم يکي از دراويش توبه کرده؟
· آينده قطبيت وفرقه گنابادي
· تودهني محکم بچه شيعه ها به نماينده افراطي هلند
· درباره ی مكاتب عرفانی نوظهور

 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 آمار سایت
 جستجو
 وبلاگ کاربران
 ورود به سایت

تصوف ارز نگاه علما
· نظر امام خمینی درباره تصوف
· ظر ملاصدرا درباره تصوف
· نظر ميرزاي قمي:
·  مناظره اي ايت الله آقا نجفي قوچاني صاحب كتاب سياحت شرق بايكي از دراويش گنابادي


پرسش وپاسخ
· آيا كلمة تصوّف واژه اي اسلامي است يا بعداً وارد فرهنگ اسلامي شده است؟
· رهبانيت مسيحي در پيدايش تصوف در ميان مسلمانان چه نقشي داشته اند
· آيا تصوّف قبل از اسلام وجود داشت؟
· درست است كه مذهب اهل سنت بستر مناسب براي رشد تصوف است؟
· چرا خيلي از عرفاي شيعه را كسي به عنوان صوفي نمي‌شناسد؟
· وجوه اصلي تباين اخلاق، عرفان و تصوّف چيست؟
· آيا در سير و سلوك الهي نياز به راهبر و مرشد داريم؟
· آيا تصوف با رهبانيتي كه در احاديث مردود شمرده شده است سنخيتي دارد؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· اقطاب برخي از سلسله‌ها، سني مذهب هستند اين با شيعه بودن دل‌مداران آنها چگونه سازگار است؟
· حضرت امام در اشعارش كراراً عباراتي دارند كه بيانگر اين است كه ايشان تصوف را مقبول مي دانستند مثل «همچو منصور خريدار سر دار شدم» در حالي كه منصور حلاج از بزرگان تصوف بوده اند چرا به هر شيوه اي كه مي خواهيم مطلب را رد مي كنيم لطفاً توضيح دهيد؟
· در كتاب دكتر يزدي (آشنايي با علوم قرآني) در صفحه 122 چنين جمله‌اي نوشته شده صوفيه تندرو نظير ابن عربي نيز طرفدار تأويلات نامستند و بي‌محابا هستند... و در نامة تاريخي امام (ره) به گورباچف امام وي را به كتابهاي ابن عربي جهت آشنايي با اسلام سوق مي‌دهند و اين چگونه توجيهي دارد، آيا امام (ره) اشتباه كرده‌اند يا حرف كتاب صحيح نيست يا...؟
· آيا در تاريخ مي‌توان از يك درويش، قطب، مرشد، صوفي و... نام برد كه باري از دوش مردم يك جامعه برداشته باشند؟
· آيا واقعاً عده‌اي از اصحاب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ صوفي بودند؟
· آيا عشق كه ركن اصلي تصوف است با عقل سازگار است؟
· آيا مكتب تصوف قائل به پلوراليسم ديني است؟
· آيا گفته‌هاي قطب و مرشد مي‌تواند حجت شرعي باشد؟
· اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت پس مترادف با تصوف است؟
· چرا حلول و اتحاد كه بطلانش بر كسي پوشيده نيست از اركان تصوّف قرار داده شده است؟
· آيا تصوف مثل فيدئيسم افراطي عقل‌ستيز است يا عقل‌گريز؟
· آيا چون «ولي» اسم خدا است و تعطيل‌بردار نيست بعد از ائمه ـ عليهم السّلام ـ اين ولايت بايد با قطب ادامه يابد؟
· تأويلي كه صوفيه از آيات قرآن ارائه مي‌دهند با تأويل متكلمين عدليه چه فرقي دارد؟
· اگر صوفيه عقل را قبول دارند چرا پاي آن را چوبين مي‌دانند؟
· اگر برخي از صوفيه كه ادعاي تشيع مي‌كنند راست مي‌گويند چرا اقطاب سني دارند؟
· اگر رياضت‌هاي مورد ادعاي صوفيه راهبر بودند چرا در اسلام به آنها توصيه نشده است؟
· چه نقدهاي كلي بر فرقه تصوف وارد است؟
· اگر عشق مفهوم معنوي دارد چرا صوفيه در عمل آن را به امور مادي و حتي جنسي منطبق مي‎كنند؟
· اگر غنا حرام است چرا صوفيه آن را يكي از اركان مرام خود قرار داده‌اند؟
· آيا مي‌توان گفت كه تصوف همان مفهوم زهد در فرهنگ اسلامي را دارد؟
· آيا شعر«پس به هر دوري وليّي قائم است تا قيامت آزمايش دائم است»دلالت بر جدائي تشيع از تصوف نمي‌كند؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· بزرگان فرقه صوفيه (فرقه علي شاه) حالات روحي و عرفاني عجيبي دارند، اگر اين فرقه‌ها از نظر اسلام ردّ بود نبايد چنين حالاتي به آنها از طرف خدا اعطاء مي‌شد؟
· چرا بزرگان اصحاب ائمه گرايشي به تصوف نداشتند؟
· صوفي با عارف و زاهد و درويش چه فرقي دارد كه نام خود را صوفي نهاده است؟
· تلقي احاديث از تصوف چيست؟
· چگونه است كه تصوف با همه فرقه‌هاي كلامي سازگاري دارد و در هر كجا باشند خود را تابع فرقه‌ كلامي مردم آن منطقه معرفي مي‌كنند؟

نظر مراجع تقليد
· نظرايت الله موسوي ار دبيلي
· نظر ايت الله شاهرودي
· نظر مراجع ديگر
· ايت الله نوري همداني
· نظر ساير مراجع تقليد

فیلم
· فیلمهای از دراویش گنابادی


     جستجو



     پیشنهادات و انتقادات
پیامهای گذشته   
 

 محي‌الدين و حمله مغول



محي‌الدين و حمله مغول

 دربار پاپ براي اضمحلال جامعه مسلمين، باب مراوده با خان مغول را گشود. در آن زمان با انقراض حكومت «قراختائيان» قلم رو خوارزم شاه با مغولان هم مرز شد. چنگيز امكان حمله به فلات ايران مسلمان را در خواب هم نمي‏ديد، او نه تنها به قدرت مسلمانان معتقد بود بل خودش نيز فاقد امكانات جنگي بود. مغولان فاقد صنعت و ثروت هميشه يك نوع دغدغه و ترس از مسلمانان داشتند. جاسوسان پاپ هم‌راه با هدايا پشت سر هم به اوبة چنگيز روان مي‏شدند و او را براي حمله به ايران تشويق مي‏كردند، گزارش‌هائي از اوضاع رخوت‌آلود مسلمانان و فقدان انگيزه‌شان را به اطلاع چنگيز مي‏رسانيدند. برنامه اعزام جاسوس با سلسله مراتب در واتيكان به كليساي بيت المقدس و از آن جا به كليساهاي آناتولي و از آن جا توسط كليساهاي ايران به مغولستان مي‏رسيد. به ويژه اوضاع تصوف زده فلات آناتولي و فلات ايران ـ منهاي جنوب ايران كه در تصوف فارسي باقي بودند ـ از داردانل تا مرز مغولستان توسط محي‌الدين خراب‏تر و روحيه مردم جبري‏تر، و جهاد در نظرشان محكوم‏تر بود، مردم شب‏ها در محافل صوفيانه در حالت «جذبه» و روزها در خماري و به قول خودشان در «بسط» بودند كه لقمه راحة الحلقوم چنگيز شدند. كتاب «چنگيزخان و امپراتوري مغول» نوشته «مالكوم ياپ» ترجمه باجلان فرخي، صفحه 10: كشته شدن سفير چنگيز بهانه‏اي بيش نبود. و از اسناد موجود در واتيكان چنين برمي‏آيد كه پيش از آن، مسيحيان با اعزام نماينده و مسيون مذهبي به سرزمين مغولان، چنگيزخان را به فتح بغداد و سرزمين‏هاي اسلام و از آن جمله ايران تشويق كرده بودند. و نيز «تاريخ فتوحات مغول»، نوشته «ج، ج، ساندرز» استاد رشته تاريخ در دانشگاه كنتر بري، كريست چرچ، ترجمه ابوالقاسم حالت، صفحه 14: حكايت‏هاي دو تن از «فرانسيس كان»هاي بزرگ [يعني‏] «كارپيني» و «روبروك» كه هر كدام تنها، به ترتيب در سال‏هاي 1240 و 1250 ميلادي در اوج فتوحات مغولي از آسيا، سفر كردند، در سال 1839 به طور كامل به زبان اصلي لاتين چاپ شد. توضيح: «فرانسيسكن» و «دومنيكن»، دو نهضت تبشيري مسيحيت بود كه با سازمان و تشكيلات منسجم، كاروان‏ها و افراد جاسوس مسيحي را هم براي ترويج مسيحيت و هم براي از بين بردن اديان ديگر، به ممالك غير مسيحي اعزام مي‏كردند. و مراد از لفظ «هر كدام تنها» در عبارت بالا، يعني هر كدام جدا در يك سفر مستقل، رفته‌اند. و گرنه فرانسيسكن‌ها هميشه به صورت «كاروان» تحت رهبري يك اسقف يا يك كشيش، مي‌رفتند. باز همان كتاب صفحه 80 مي‏نويسد: سلطان «هايتون» پادشاه ارمنستان صغير ارمنستان صغير عنوان دولتي است كه مهاجران ارمني در كيليكيّه تشكيل دادند و از 1080 تا 1375 ميلادي دوام يافت) در كيليكيّه ديد وسيع‏تري به كاربرد ونقشه طرح كرد كه عبارت از «اتحاد مسيحيان شرقي با مغولان بر ضد مسلمانان» بود. اين نقشه متهورانه، مخصوصاً در سال 1241 كه نويان بايجو (بايچو) به جاي «چورمانمان» [خان مغول‏] نشست، بيشتر مورد پسند واقع شد. زيرا بايجو تصميم داشت با از ميان بردن حكومت سلاجقه روم (ايقونه = قونيه) قلمرو خان مغول را در سراسر آسياي صغير توسعه دهد. تجاوز مغول دوباره متوجه مسلمانان شد، لشكريان بايجوبه سوي مغرب حركت كردند به سال 1342 بازار و قلعه بزرگ ارز روم، سقوط كرد. سلطان كي‌خسرو در ژوئن 1242 در «كوسه داغ» شكست افتضاح‌آميزي را تحمل كرد و مجبور شد با خضوع و خواري درخواست صلح كند. توضيح: 1ـ اين چند نمونه را آوردم كه «مشت نمونه خروار» است و در صدد تاريخ نگاري نيستم. همين سه نمونه نشان مي‌دهد كه از آغاز به قدرت رسيدن چنگيز در مغولستان (پيش از حمله به ايران) تا مهار كردن هلاكو توسط خواجه نصير، مراوده جاسوسان و تحريكات پاپ و كليساها و مردان كليسا و مردان حكومتي مسيحيان، مغولان را، يك امر جاري و مستمر بوده است. 2ـ محي‌الدين در سال 1240 ميلادي مرده است. يعني هم در زمان جنگ‏هاي صليبي و هم جنگ‏هاي اندلس و هم حمله مغول و غلبه مغولان از سيحون تا نزديك قونيه، او زنده بوده و مشغول فعاليت خود. وقتي كه او اشعار مورد بحث را مي‌سروده نيروي مغول در چند فرسخي قونيه بود و آماده حمله به كي‌خسرو سلطان سلجوقي قونيه، كه محي‌الدين نمك خورده او بود. در سال 618 قمري نيروي مغول پس از در هم نورديدن سمرقند، بخارا و هر شهر و آبادي‌، به نيشابور رسيدند. يعني درست در اوج شهرت محي‌الدين وهفت سال پس از تدوين و نشر دوباره فتوحات مكيه و چندين سال پس از تدوين و نشر فصوص، عطار نيشابوري به دست مغول كشته شد. محي‌الدين درست بر سر مسير اصلي جاده ابريشم (قونيه) نشسته بود، كاروان‏هاي تجاري اروپائي و آسيايي در استانبول به ويژه «ازمير» با هم دست مي‌دادند و جريان شبانه روزي آن‌ها ميان ازمير تا مركز چين در رفت و آمد بود. افكار محي‌الدين كه به «مكتب نوين» معروف بود، قبل از آن كه به مصر و يمن برسد به بخارا و سمرقند مي‌رسيد. در ميان صوفيان فارسي سرا، اولين كسي كه تاثيرات افكار محي‌الدين در آن ديده مي‌شود عطار نيشابوري است كه او نيز درست بر سر جاده ابريشم سكونت داشت. نمونه‏اي از اشعار عطار در اين مورد (پيروي عطار از محي‌الدين) نمونه ديگر را در مقاله «شيطان پرستان» از مقالات مقدماتي مشاهده كرديد، اينك نمونه ديگر: صورتي كان در درون آينه از عكس تست در درون آينه هر جا كه گوئي مضمر است گر تو آن صورت در آئينه ببيني همرها زو نيابي ذره‏اي كان در محل انور است اي عجب با جمله آهن به هم آن صورت است گر چه بيرون است از آهن بدون آهن درست چون به اصل اصل در پيوسته بي تو جان تست‏ پس توئي بي تو كه از تو آن توئي پنهان تست اين توئي «جزئي‌» بنفس و آن توئي «كلي‌» بدل ليك تو نه اين نه آني بل كه هر دو آن تست[1]‏ اكنون اين اشعار را با مطالبي از فص آدمي كنار هم بگذاريد، درست كپي آن است. و به ويژه اصل اساسي مكتب محي‌الدين كه ابتدا مقدمه‏اي مي‌آورد كلي و كلي‌ها را در خارج معدوم و در ذهن موجود مي‌داند آن گاه از اين عبور كرده كليات را در «عالم اعيان ثابته» داراي وجود كامل مي‌داند سپس به تعاطي وجود كلي با وجود جزئي خارجي و تاثير و تأثر متقابل‌شان معتقد مي‌شود آن گاه اين مقدمه را پلي قرار داده و مي‌رسد به اين كه مثلاً كلي «علم» در همه افراد عالم هست بدون اين كه تقسيم شود، وبالاخره نتيجه مي‌گيرد كه خدا در همه اشياء جهان هستي هست به عين ذاتش بدون انقسام. و در نهايت نتيجه مي‌گيرد كه خدا به كل ذاتش در هر انسان هست بدون اين كه ميان انسان‏ها (يا اشياء) تقسيم و پخش شود به ويژه مثال «آئينه» كه بزرگ ابزار محي‌الدين است. اشعار بالا عناصر متعدد ديگري از فص آدمي و ساير فص‏هاي فصوص دارد به حدي كه يك محي‌الدين شناس عصاره‏اي از مجموع مكتب محي‌الدين را در آن مي‌بيند. كه البته اين فقط نمونه است. اساساً فرق تصوف عطار با ساير صوفيان فارسي‌، در همين عناصر محي‌الديني اوست و عنصري از ارسطوئيات كه در تصوف عطار ديده مي‌شود و تا آن روز در تصوف فارسي نبوده، همگي برگرفته از افكار محي‌الدين است. نمي‌دانم چرا امروز دل‌سوزان اين جامعه چشم از تاريخ فرو بسته‏اند. حتي داستان نويسان نيز يك رماني در مورد بخارا، سمرقند، نيشابور، نمي‌نويسند. لشكر مغول به نزديك نيشابور رسيد، شيخ عطار شاگرد مستقيم محي‌الدين در دروازه شهر با سرباز مغول روبه‌رو شد بازوان برگشود و آغوش استقبال باز كرد خطاب به سرباز مغول گفت «گمان مي‌كني تو را نمي‌شناسم هر بار به شكلي و لباسي در مي‌آئي اين بار نيز با كلاه تاتاري آمده‏اي اگر جانم را مي‌خواهي بفرما جان فداي تو». سرباز مغول كه از اين سخنان او چيزي نمي‌فهميد بي‌چاره نمي‌دانست شيخ بر اساس وحدت وجود محي‌الدين، دارد او را درست مانند خدا مورد خطاب قرار مي‌دهد، ضربه‏اي زد شيخ را كه هفت شهر عشق را گشته بود، كشت. ميدان بزرگ نيشابور در پيش ايوان مسجد بزرگ شهر قرار داشت فرمانده مغول روي كرسي نشسته و سربازانش مردم را درميدان جمع كرده‏اند و گردن مي‌زنند اما با تعجب مي‌ديدند هر چه از اين مردم مي‌كشند چيزي از شادي و رقص دستجمعي و آوازخواني‌شان كاسته نمي‌شود. خان از مشاور ايراني خود پرسيد: ـ اينان چرا اين طوري‌اند؟ ـ قربان اين مردم صوفي و عارف هستند. ـ چرا در اين عرصه خون و كشتار مي‌رقصند. ـ قربان آنان به «جبر الهي‌» عقيده‏مند هستند و اين بلا را از ناحيه خدا مي‌دانند كه با قضاي او بر لقاي او مي‌روند، و آواز مي‌خوانند، هر چه از تو (خدا) برسد شيرين است. خان مغول گفت: خوب است اين عقيده‌شان به نفع ماست. تربيت منحوس و فرهنگ فرو رفته در تخيلات صوفيانه در حدي بود كه خان بي‌فرهنگ و بي‌سواد مغول نيز فوراً ماهيت آن را شناخت و دانست علت پيروزي‌شان بر اين ملت كه داراي تمدن كهن هستند، چيست؟ نفوذ پاپ در دربار مغول به حدي بود كه افرادي از درون دربار و خاندان چنگيز مسيحي شده بودند وقتي كه خواجه نصير هلاكو را به پذيرش اسلام وادار كرد او از دين مسيح به اسلام برگشت نه از دين شمن‌پرستي اجدادي خود. و حتي برخي از فرزندان شاهان مغول كه پس از حمله در درون ايران متولد شده بودند هم‌دين‌شان و هم اسم‌شان اسم مسيحي بود از باب مثال، سلطان احمد تكوداي كه اسمش «نيكلا تكوداي‌» بود. باز هم مي‌گويم چرا از حقايق تاريخي عبرت نمي‌گيريم همان صليبيان كه امروز رسماً اعلام جنگ صليبي كرده‏اند و ما را به تصوف تشويق مي‌كنند هم دانشگاه و هم حوزه ما را فتح مي‌كنند. صليبيان از فتح اندلس به بعد هميشه در دو جبهه با مسلمانان جنگيده‏اند جبهه عقيدتي و فرهنگي وجبهه نظامي‌. صد البته كه تهاجم عقيدتي و فرهنگي‌شان هميشه گسترده‏تر و ناجوانمردانه‏تر و ابليسانه‏تر، بوده و هست.

منبع : کتاب محی الدین در آیینه فصوص . نوشته مرتضی رضوی .

این کتاب در دوجلد در قفسه کتابخانه مجازی سایت بینش قرار دارد.

آدرس کتابخانه مجازی سایت بینش نو

http://www.binesheno.com/htm/books/moh2/index.htm

با تشکر از مهمان عزیز که این مطلب را برای سایت ارسال نمودند




 
     ورود
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .

     پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط amir52


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
معروف کرخی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"محي‌الدين و حمله مغول" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .




gonabad_110@yahoo.com
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.43 ثانیه