فرقه سازی انگلیس در ایران در مقابل آئین آسمانی اسلام
به قدرت رسيدن صفويه ، سلاطين بعد از او را متوجه تصوف نمود كه چطور گروهي به ظاهر تارك دنيا قدرتي شده، به صورت حكومتي قدرتمند در مقابل قدرتهاي حاكم ايستادگي كرده ، سالها حكمراني نمودند، به همين لحاظ در دورهاي افشاريه و زنديه حتي زمان فتحعلي شاه قاجار، تصوف به صورت زادگاهي براي به قدرت رسيدن شناخته شده، صوفيه مشكوك سركوب و مورد تعقيب و شناسائي قرار گرفتند. و آن روز كه انگليس و روس در مقابل مسلك سازي عثماني ، بابيه و بهائيه را به وجود آوردند تا در مقابل توانمندي آئين مقدس اسلام ، خاصه رهبران آزاديخواه تشيع را به آن سرگرم سازند. از كنار وليعهد دومين پادشاه قاجار ، نعمه اللهي در استخدام اجنبي به نامهاي ميرزا آغاسي و ميرزا نصرالله اردبيلي را مورد توجه شاه آينده قرار داده ، آنان را نيز موظف كرده بودند از شاهزاده اي كه با سياست ضد تصوف پرورش يافته ، شاهي حامي صوفيان متواري فراهم آورند. و لذا مي بينيم آنگاه كه محمد شاه قاجار با توافق روس و انگليس از تبريز به تهران آورده مي شود تا زمام امور ايران را به عهده گيرد ، دو رئيس تصوف نعمه اللهي به نام ميرزا زين العابدين شيرواني با لقب صوفيانه ((مست عليشاه)) و ميرزا زين العابدين شيرازي ((رحمت عليشاه)) در كنار سفير كبيران انگليس و روس با شاه وارد پايتخت شده، براي بساط درويشي كه از هند زايشگاه انگليس آورده شده بود در دربار جايگاهي فراهم آوردند تا جهت درهم ريختن قدرت رهبران آزاده تشيع چاره اي داشته و در مواقع ضروري مشايخ صوفيه را براي جلوگيري پيشرفتهاي ايشان به ميدان مبارزه فرستند.
اين سياست شيطاني ادامه داشت تا دوران پهلوي دوم كه تصوف به قدرتي قابل اعتناء و وابسته به فراماسونري تبديل شد. رجال لشكري و كشوري كهنه كار كه به انگليس و آلمان و روس وابسته بودند بر خلاف قانون ارتش كه نمي بايستي درجه داران در دسته گروهي فعاليت داشته باشند، اغلب به صورت سنت مرسوم در صوفيه نزد شيوخ نعمه اللهي گنابادي و صفي عليشاهي و مونس عليشاهي مشرف شده حتي براي گرمي بازار فرقه هاي تصوف با لباس نظامي خود در انظار مردم به طور علني رفت و آمد داشته به دستبوسي روساي صوفيه مي پرداختند و اين دو خاصيت در برداشت:
1- مردم عوام دنيا طلب چون آباداني زندگي شخصي و ترقي اجتماعي را دوست داشتند به طمع مي انداخت جهت پيشرفتهاي اجتماعي و رسيدن به آرزوهاي محال به تصوف فرقه اي مه سرشناسان مقامات حكومتي درويشان آن به شمار مي رفتند روي آوردند.
2- گرفتاراني كه در پي دستي بودند تا گره هاي كور زندگيشان را باز كرده، مورد حمايت قرارشان دهند، به چنيني اميدي صيد فرقه ها مي شدند.
كار پيشرفت صوفيان در حمايت همه جانبه حكومت به جائي رسيد كه مي بايست به حال آنها هم فكري مي شد و لذا رجال سياسي وابسته، بين فرقه ها تقسيم شدند. تا به گفته نزديكان محمد رضا پهلوي اگر فرقه اي مي رفت شاخي گردد فرقه ديگر براي مقابله كردن به ميدان فرستاده شود. و لذا مطالعه تاريخ رجال سياسي وابسته ايران نشان مي دهد ارتشبد نصيري ، اقبال ، تيمورتاش از ارادتمندان و معتقدان و دستبوسان مشرف شده فرقه گنابادي بودند. البته، تيمسار افضلي مريد و سرسپرده و مروج حاج مطهر عليشاه رئيس فرقه خاكسار بود و شاهپورهاي خوشگذران در كنار خيلي از خوانندگان از جمله رونق دهندگان دستگاه جواد نور بخش رئيس ديگر نعمه اللهي و صادق عنقا رئيس مكتب اويسي به شمار مي رفتند و بلائي براي تشيع محسوب مي شدند. در همان دوران كه علي محمد شيرازي با ادعاي بابيت سرو صدايش در مسير تأمين خواست روس ها جلب توجه كرده بود، عده اي از خود فروخته هاي ايراني كه به استخدام روس ها درآمده بودند با پذيرفتن علي محمد شيرازي، شوق و ذوق بابي شدن را در مردم عوام مي آفريدند. انگليس ها در فكر اين بودند كه درون مسلك ساخته و پرداخته روسها نفوذ كرده، گروهي از همان تبار براي تأمين خواسته هاي آنان در مقابل روس ها قرار گيرند.و لذا بعد از مرگ باب در ميان جنجالي كه بين يحيي صبح ازل و حسينعلي بهاء به وجود آمده بود انگليسها با حسينعلي سازش كردند؛ او را براي ابداع مسلكي ظاهراً وابسته و ادامه دهنده بابيه مورد حمايت قرار داده ماموريت دادند. (۱)
(۱) پاورقی کتاب رهبران ضلالت ص۴۹۸