Welcome to گناباد110!

     علامه حاج محمد تقی بهلول گنابادی


     مدیر

مهدیار خجسته نیای گنابادی


     منوی اصلی

· 
· 
· 
· 
· 

کاربران
 انجمنهای تخصصی
 صفحه شخصی
 پیغام کوتاه

کتابخانه
· صوفیه از دیدگاه حضرت پیغمبر اکرم (ص) واهلبیت (ع)
·  آشنايي با علوم اسلامي 2 نقد تصوف
· دوروس اعتقاداتي
 مزدوران انگليس بخش اول
 مزدوران انگليس بخش دوم
· مزدوران انگليس بخش سوم
· مزدوران انگليس بخش چهارم
· مزدوران انگليس بخش پنجم
· مزدوران انگليس بخش ششم
· مزدوران انگليس پيوستها
· جريان هاي فكري ايران و معاصر
·  صوفيه و دراويش در بوته نقد و تحليل
· در خانقاه بيدخت چه مي گذرد؟
· ان سوي صوفيگري
· كليات شيخ بهائي
· مناظرات و مكاتبات - بخش اول
· مناظرات و مكاتبات - بخش دوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش سوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش چهارم
· رازگشا بهين سخن و استوار
· موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ
·  عرفان اسلامی جلد اول (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)
· تصوف وتشیع
· نقدي جامع بر تصوّف ترجمه رسالة الاثني عشريّة فی الردّ علي الصوفيّة

 مقالات
· راز سلوكي مردان خدا
· بيداري سرمايه داري
· مقاله اي در رد تصوف
 تصوف در حيطه نقد
 اصحاب صفه
 تحليلي انتقادي از فرقه نعمت اللهيه گناباديه
· درآمدي بر تصوف
· بيو گرافي جناب آقاي نور علي تابنده:
· حضور آقاي مجذوب عليشاه و شيوخ برجسته در بيدخت
· برنده بيدخت كدام طيف هستند
· دور نماي تصوف در ايران
· رد سلاسل صوفيه
· ایا عشریه می تواند مکفی از خمس وزکات باشد؟
· در باري مذهب شاه نعمت الله ولي از كتاب ميراث تصوف
· بی معنا بودن هو121 از هو 110اشکار تر است
· آيا فرقه نعمت اللهي گنابادي, ريشه در تشيع دارند؟
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش اول
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش دوم
· حافظ وتصوف
· مرحوم کافی وتصوف
· فرقه سازی انگلیس در ایران در مقابل آئین آسمانی اسلام
· سلفی‌گری و تصوف؛ دو روی سکه افراط‌گرایی
· جستارى در تصوف(1)
· جستارى در تصوف(2)
· جهلة صوفيه و دراويش در بوته نقد
· خانقاه
· اندیشه نقد آموزه های صوفیه از دید گاه امام صادق (ع)
· محي‌الدين و حمله مغول
· فکر صوفی در آزمون
· از فرقه دراویش گنابادیه تا شهر دارالمومنین گناباد
· محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ بخش اول
· صوفي گري ستيز با اسلام و دشمني با پيامبر وائمه ـ 1
· لگد زدن ملاسلطان گنابادي در سه ماه گي در شكم مادر
· محی الدین و جنگهای صلیبی (بخش دوم)
· نفوذ تصوف به تشیع
· معجزه، کرامت، کهانت
· آقای نور علی تابنده يا زيد امام حسن(ع)
· پيوند غرب وتصوف
·  گامي به سوی عرفان قرآنی- ولایی
· کودتای آرام قطب فرقه صوفی گنابادی
· اهانت سایت فرقه گنابادی به امام عصر عجل الله
· معروف کرخی در کتب ومقالات فرقه نعمت اللهی گنابادی و سئوالات ما
· استعمار و ایران
· ملامتیه در بوته نقد
· در جواب وبلاگ خور شید حق
· درآمدي‌ بر ديدگاه‌ علما نسبت‌ به‌ تصوف‌
· تأملي در عرفان منهاي شريعت
· تحلیلی از تصوف با تأکید بر فرق ذهبیه
· نقش امام صادق علیه السلام در رد جریانات تصوف
· پاسخي به توجيهات عجيب صوفيه
· اخوان‌الشیاطین و رد پای فرنگیان 1
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 2
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 3
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 4
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 5
· سامری های امت 1
· سامری های امت 2
· سامری های امت3
· سامری های امت4
· ریحانه ها زیر پا
· ریحانه ها زیر پا (۲)
· عقل، عرفان يا عاطفه؟
· بازانديشي « معنويت » در تصوف
· افشاگري هاي مهم يکي از دراويش توبه کرده؟
· آينده قطبيت وفرقه گنابادي
· تودهني محکم بچه شيعه ها به نماينده افراطي هلند
· درباره ی مكاتب عرفانی نوظهور

 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 آمار سایت
 جستجو
 وبلاگ کاربران
 ورود به سایت

تصوف ارز نگاه علما
· نظر امام خمینی درباره تصوف
· ظر ملاصدرا درباره تصوف
· نظر ميرزاي قمي:
·  مناظره اي ايت الله آقا نجفي قوچاني صاحب كتاب سياحت شرق بايكي از دراويش گنابادي


پرسش وپاسخ
· آيا كلمة تصوّف واژه اي اسلامي است يا بعداً وارد فرهنگ اسلامي شده است؟
· رهبانيت مسيحي در پيدايش تصوف در ميان مسلمانان چه نقشي داشته اند
· آيا تصوّف قبل از اسلام وجود داشت؟
· درست است كه مذهب اهل سنت بستر مناسب براي رشد تصوف است؟
· چرا خيلي از عرفاي شيعه را كسي به عنوان صوفي نمي‌شناسد؟
· وجوه اصلي تباين اخلاق، عرفان و تصوّف چيست؟
· آيا در سير و سلوك الهي نياز به راهبر و مرشد داريم؟
· آيا تصوف با رهبانيتي كه در احاديث مردود شمرده شده است سنخيتي دارد؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· اقطاب برخي از سلسله‌ها، سني مذهب هستند اين با شيعه بودن دل‌مداران آنها چگونه سازگار است؟
· حضرت امام در اشعارش كراراً عباراتي دارند كه بيانگر اين است كه ايشان تصوف را مقبول مي دانستند مثل «همچو منصور خريدار سر دار شدم» در حالي كه منصور حلاج از بزرگان تصوف بوده اند چرا به هر شيوه اي كه مي خواهيم مطلب را رد مي كنيم لطفاً توضيح دهيد؟
· در كتاب دكتر يزدي (آشنايي با علوم قرآني) در صفحه 122 چنين جمله‌اي نوشته شده صوفيه تندرو نظير ابن عربي نيز طرفدار تأويلات نامستند و بي‌محابا هستند... و در نامة تاريخي امام (ره) به گورباچف امام وي را به كتابهاي ابن عربي جهت آشنايي با اسلام سوق مي‌دهند و اين چگونه توجيهي دارد، آيا امام (ره) اشتباه كرده‌اند يا حرف كتاب صحيح نيست يا...؟
· آيا در تاريخ مي‌توان از يك درويش، قطب، مرشد، صوفي و... نام برد كه باري از دوش مردم يك جامعه برداشته باشند؟
· آيا واقعاً عده‌اي از اصحاب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ صوفي بودند؟
· آيا عشق كه ركن اصلي تصوف است با عقل سازگار است؟
· آيا مكتب تصوف قائل به پلوراليسم ديني است؟
· آيا گفته‌هاي قطب و مرشد مي‌تواند حجت شرعي باشد؟
· اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت پس مترادف با تصوف است؟
· چرا حلول و اتحاد كه بطلانش بر كسي پوشيده نيست از اركان تصوّف قرار داده شده است؟
· آيا تصوف مثل فيدئيسم افراطي عقل‌ستيز است يا عقل‌گريز؟
· آيا چون «ولي» اسم خدا است و تعطيل‌بردار نيست بعد از ائمه ـ عليهم السّلام ـ اين ولايت بايد با قطب ادامه يابد؟
· تأويلي كه صوفيه از آيات قرآن ارائه مي‌دهند با تأويل متكلمين عدليه چه فرقي دارد؟
· اگر صوفيه عقل را قبول دارند چرا پاي آن را چوبين مي‌دانند؟
· اگر برخي از صوفيه كه ادعاي تشيع مي‌كنند راست مي‌گويند چرا اقطاب سني دارند؟
· اگر رياضت‌هاي مورد ادعاي صوفيه راهبر بودند چرا در اسلام به آنها توصيه نشده است؟
· چه نقدهاي كلي بر فرقه تصوف وارد است؟
· اگر عشق مفهوم معنوي دارد چرا صوفيه در عمل آن را به امور مادي و حتي جنسي منطبق مي‎كنند؟
· اگر غنا حرام است چرا صوفيه آن را يكي از اركان مرام خود قرار داده‌اند؟
· آيا مي‌توان گفت كه تصوف همان مفهوم زهد در فرهنگ اسلامي را دارد؟
· آيا شعر«پس به هر دوري وليّي قائم است تا قيامت آزمايش دائم است»دلالت بر جدائي تشيع از تصوف نمي‌كند؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· بزرگان فرقه صوفيه (فرقه علي شاه) حالات روحي و عرفاني عجيبي دارند، اگر اين فرقه‌ها از نظر اسلام ردّ بود نبايد چنين حالاتي به آنها از طرف خدا اعطاء مي‌شد؟
· چرا بزرگان اصحاب ائمه گرايشي به تصوف نداشتند؟
· صوفي با عارف و زاهد و درويش چه فرقي دارد كه نام خود را صوفي نهاده است؟
· تلقي احاديث از تصوف چيست؟
· چگونه است كه تصوف با همه فرقه‌هاي كلامي سازگاري دارد و در هر كجا باشند خود را تابع فرقه‌ كلامي مردم آن منطقه معرفي مي‌كنند؟

نظر مراجع تقليد
· نظرايت الله موسوي ار دبيلي
· نظر ايت الله شاهرودي
· نظر مراجع ديگر
· ايت الله نوري همداني
· نظر ساير مراجع تقليد

فیلم
· فیلمهای از دراویش گنابادی


     جستجو



     پیشنهادات و انتقادات
پیامهای گذشته   
 

 محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ بخش اول



محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ و جنگ‏هاي اندلس: صوفيان دين را دقيقاً وارونه كردند و محي‌الدين دين را با كمال گستاخي پيش پاي بت‌پرستي ذبح كرد. او با اين شيوه از مرگ گرفته بود كه جامعه اسلامي دست كم به تب راضي شود. زيرا ديني كه با بت پرستي سازگار باشد بي ترديد با دين مسيحيان صليبي بهتر مي‌تواند سازگار باشد و هدف او همين بود. در ظاهر وانمود مي‌كرد كه جنگ‏هاي صليبي كار بيهوده است (يعني دفاع در مقابل صليبيان كار احمقانه است) لذا نه تنها به هيچ نحوي در آن جنگ‏ها شركت نكرد و به جاي تشويق مردم به دفاع و جهاد، آنان را به اعمال فردي صوفيانه و معاشقه با خدا دعوت مي‌كرد. در بحبوحه جنگ، او به معراج مي‌رفت و به نكوهش علي‌(ع) سمبل جهاد، در آسمان چهارم مي‌پرداخت. در ظاهر كلام، به نفع ابوبكر و به ضرر علي‌(ع) سخن مي‌گفت: «هنگام برگشت در آسمان چهارم علي را ديدم و به او گفتم ابوبكر با پيامبر(ع) در آسمان هفتم به خوش و بش مشغول است تو در اين جا مانده‏اي‌، در دنيا گمان مي‌كردي كه از ابوبكر افضل هستي‌». اما در حقيقت با نكوهش علي‌(ع) كه سمبل جهاد بود، جهاد گران را دل‌سرد مي‌كرد. ابوبكر مرد ميدان نبرد نبود و در هيچ جنگي كاري نكرده بود و سمبل «غير رزمنده بود» ترجيح اين سمبل به آن سمبل براي باز داشتن مسلمين از جهاد بود. او در تفخيم و بزرگ كردن ابوبكر سخت مي‌كوشيد حتي براي اين كه او را فرد متفكر با تفكر عميق، نشان بدهد سخنان و كلمات قصار ديگران را (سرقت ادبي كرده و) به نام ابوبكر ثبت مي‌كرد و شعر «العجز عن درك الادراك، ادراك» اميرالمؤمنين‏(ع) را به نام او ثبت كرد كه در جلد اول گذشت. با اين همه او رسماً مي‌گفت: «امروز ابوبكر در زير علم من قرار دارد همان طور كه در زير علم پيامبر(ع) قرار داشت» يكي از اهداف او در اين ترجيح خود بر ابوبكر يك امر بس مهم بود كه برايش مهم‏تر از هدف بالا بود. او با اين برنامه مي‌خواست «پشت جبهه» را نيز خالي كند. زيرا اگر ابوبكر در ميدان‏هاي نبرد كاري نكرده بود اما او بود كه پي‌درپي براي تسخير شامات و گرفتن سرزمين مسيحيان لشكر مي‌فرستاد. محي‌الدين ابتدا سيماي سمبل رزمندگان را تخريب مي‌كرد، سپس سيماي سمبل پشت جبهه را، و آن گاه خودش را براي همه مردم سمبل قرار مي‌داد. و در اين برنامه، شعار «پاي وحدت بر سر كفر و مسلماني زديم» صوفيان، و نيز شعار بي ريشه و جعلي آنان يعني «هل الدين الا الحب»[3] سخت به كار او مي‌آمد. ترويج جهاد اكبر نه براي جهاد اكبر بل براي از بين بردن جهاد اصغر، عين مكتب محي‌الدين و عين زندگي عملي اوست. آن هم در بحبوحه جنگ‏هاي صليبي‌. طبيعت خطر پرهيزي بشر نيز در كمك و ياري محي‌الدين بود. و عامل قوي‌تر از همه، تصوف زدگي مردمان سنّي ـ كه شعار «من لا شيخ له فشيخه شيطان» عقيده اول همگان بود ـ پيشاپيش زمينه را براي اهداف او كاملاً آماده كرده بود. در زمان سيف الدول‍ه حمداني كه بر صليبيان پيروز مي‌شد و دفاع مي‌كرد، روح جامعه به اندازه عصر محي‌الدين دچار آفت و خوره تصوف نگشته بود. صلاح الدين ايّوبي نيز آخرين شعله شمعي بود كه پيامبر(ع) بر افروخته بود. در زمان محي‌الدين و در اواخر عمر او اندلس يعني وطن اصلي محي‌الدين سقوط كرد. زيرا «دين جهاد» به وسيله صوفيان و به ويژه در اثر فعاليت‏هاي گسترده و برنامه ريزي شده محي‌الدين به «دين عشق»، «دين حبّ» تبديل شده بود. محققين از قديم گفته‏اند: 1ـ دين يهود، «دين رقابت با يهوه» ـ رقابت بشر با خدا ـ است. حتي يعقوب با خدا كشتي مي‌گيرد. و يا وقتي كه به موسي وحي مي‌شود «تو سرزمين موعود را نخواهي ديد» مي‌گويد: عجب خداي فتنه‌گر هستي‌. و دانشمندان يهودي هر اختراع و اكتشاف را غلبه بر طبيعت و پيروز شدن بر خداوند، تلقي مي‌كنند و گاهي به آن تصريح مي‌كنند. 2ـ مسيحيت، دين محبت است و در اين دين رابطه خدا با بشر يك رابطه حبّي و «محبت» است. 3ـ دين اسلام، دين «عبادت» و «خشيت» و «جهاد» است كه ليبرال‌هاي امروز آن را به «خشونت» معني مي‌كنند. اينك محي‌الدين رسماً اعلام مي‌كند كه دين اسلام را به «دين حبّ» تبديل كرده است و خشونت (جهاد) مسلمانان را به روحيه سازشكارانه تبديل كرده است و اين موقعيت را جشن مي‌گيرد، و مي‌سرايد، بشنويد: لقد كنت قبل اليوم انكرت[4] صاحبي‌ پيش از اين دوستم را بد مي‏پنداشتم و دفع مي‏كردم‏ اذا لم يكن ديني الي دينه دان چون دين من با دين او سازگار نبود. وقد صار[5] قلبي قابلاً كلّ صورة و اينك قلبم پذيراي هر عقيده گشته است‏ فديراً لرهبان و مرعي لغزلان ديري براي راهبان و چراگاهي براي آهوان جوان، شده است. و بيت نيران و كعبة طائف‏ هم آتشكده است و هم كعبه براي طواف كنندگان‏ و الواح تورات و مصحف قرآن‏ هم الواح تورات و هم مصحف براي قرآن شده است. ادين بدين الحبّ انّي توجّهت‏ متدين به دين حبّ هستم كه خودم به راه انداخته‏ام ركائبه فالحبّ ديني وايماني‌ مركب‏هاي آن را، پس «محبت» دين و ايمان من است. توضيح: 1 ـ خود همين اشعار دليل گويا و برهان كامل است بر اين كه: الف: از سروده‏هاي اواخر بل آخر عمر اوست و درست يك «گزارش كار» است. ب: كاملاً احساس پيروزي وموفقيت مي‌كند و به شدت از نتيجه كار و برنامه‏اش شادمان است. ج: سه بيت اول «زبان حال جامعه مسلمانان» است نه خودش. مي‌گويد: مسلمانان مردمي خشن و پر دافعه بودند كه دوستان خود يعني مسيحيان را بد مي‌پنداشته و دفع مي‌كردند، اينك قلب‌شان پذيراي آتش‌پرستي زردشتيان و رهبانيت مسيحيان و تورات يهوديان شده است. جمله «چراگاه آهوان شده است» سخت دقيق و قابل توجه است. در اين دوران جنگ‏هاي صليبي، مسيحيان به اين نتيجه رسيده بودند كه نكته حساس، جنگ اندلس است و آن را در رأس امور جنگي قرار داده بودند. پيش از آن قلب حساس جنگ را بيت المقدس مي‌دانستند و زن و مرد، كودك و جوان با فتواي پاپ در يك نهضت عمومي اروپائي‌، حمله‏ها كردند اما شكست خوردند. در دوره مورد بحث، اندلس (اسپانيا) را قلب قرار دادند و مسئله فلسطين را به برنامه بعدي (كه در همين مبحث توضيح خواهم داد) وا گذاشتند. او در ضمن توضيح وضعيت پذيراي قلب مردم مسلمان، ايهاماً نيز مي‌گويد كه با شكست مسلمانان در اسپانيا، اندلس كه قلب مسيحيان بود اينك چراگاه دختران مسيحي شده است. لطفاً به فن «ايهام» در هنر و ادبيات توجه فرمائيد. د: بيت چهارم كه آخرين است اعلام دين شخص خودش است. او در ابيات پيش قلب مسلمانان را محل آميختگي‌هائي از اديان مختلف، معرفي مي‌كند كه همان «پاي وحدت بر سر كفر ومسلماني زديم» است. اما در بيت چهارم دين خودش را خالص و كامل معرفي مي‌كند: متدين به دين حبّ (مسيحيت) هستم. جمله بعدي يعني «انّي توجّهت ركائبه: كه خودم مركب‏هاي دين محبت را به راه انداخته‏ام» بس گويا، شگفت، صريح و داراي پيام سترگ است. مي‌گويد من راه را باز كردم تا مركب‏هاي دين محبت پيش‌روي كنند. و براستي او اينكار بزرگ را انجام داد و مسلمانان را بي‌حميت و بي‌غيرت كرد كه نه به اندلس نيرو اعزام كردند و نه در پشت جبهه كاري كردند. مردان مسلمان اندلس قتل و عام شدند زنان و كودكان اسير و برده صليبيان گشتند و... . در آخر با حرف «فـ » نتيجه مي‌گيرد كه «فالحبّ ديني و ايماني: پس محبت دين و ايمان من است» باز اين جمله داراي ايهام است هم اعلام مي‌كند كه مسيحيت دين من است و هم اِشعار دارد كه امروز (پس از پيروزي مسيحيان در اندلس) مسيحيتي كه در اندلس است و نيز ايمان مسيحي كه امروز اندلس را گرفته، مال من است، محصول فعاليت‏هاي من است نه محصول كار نظاميان مسيحي‌، پيروزي مال من است نه نظاميان. انصافاً اين ادعاي او عين واقعيت است. اما با اين كه اشعار بالا بس روشن، گويا، صريح، نصّ و بليغ است، مي‌دانم كه خواننده سخت دچار شگفتي شده و توقع دارد ادلّه ديگري نيز براي اين موضوع برايش تقديم شود. زيرا شيخ اكبر كجا و اين برنامه كجا، شيخ اعظم كه برخي از مسلمانان ساده لوح از او بت ساخته‏اند و قبله ملاصدرا و اميد صدرائيان است، چنين ماهيتي داشته!؟! و بدين گونه از آب در مي‌آيد؟! عرض مي‌كنم آري به چشم، ادلّه ديگر نيز مي‌آورم، لطفاً شما اين چند برگ را به همراه من بيائيد تا ملاحظه فرمائيد. پيش از هر مطلبي اين نكته را به ياد داشته باشيد او كه در اين اشعار به نتايج فعاليت خود مي‌بالد بي‌ترديد در پايان فعاليت‏ها است يعني اين ابيات را در «قونيه» كه ساكن آنجا شده بود و پس از خروج از اندلس در هيچ جائي رسماً ساكن نشده بل همه جا را گشته و در قونيه ساكن شده است. و اين نص عبارت فريد وجدي در «دائرة المعارف» است. اكنون پرسش اين است در قونيه چرا؟ لطفاً اين سؤال «در قونيه چرا؟» را به خاطر داشته باشيد كه بس مهم است و شرحش خواهد آمد.

منبع : کتاب محی الدین در آیینه فصوص . نوشته استاد مرتضی رضوی . این کتاب در دوجلد در قفسه کتابخانه مجازی سایت بینش قرار دارد. آدرس کتابخانه مجازی سایت بینش نو : http://www.binesheno.com/htm/books/moh2/index.htm

با تشکر از مهمان عزیز که این مطلب را برای سایت ارسال نمودند




 
     ورود
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .

     پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط amir52


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
معروف کرخی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ بخش اول" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .




gonabad_110@yahoo.com
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.42 ثانیه