Welcome to گناباد110!

     علامه حاج محمد تقی بهلول گنابادی


     مدیر

مهدیار خجسته نیای گنابادی


     منوی اصلی

· 
· 
· 
· 
· 

کاربران
 انجمنهای تخصصی
 صفحه شخصی
 پیغام کوتاه

کتابخانه
· صوفیه از دیدگاه حضرت پیغمبر اکرم (ص) واهلبیت (ع)
·  آشنايي با علوم اسلامي 2 نقد تصوف
· دوروس اعتقاداتي
 مزدوران انگليس بخش اول
 مزدوران انگليس بخش دوم
· مزدوران انگليس بخش سوم
· مزدوران انگليس بخش چهارم
· مزدوران انگليس بخش پنجم
· مزدوران انگليس بخش ششم
· مزدوران انگليس پيوستها
· جريان هاي فكري ايران و معاصر
·  صوفيه و دراويش در بوته نقد و تحليل
· در خانقاه بيدخت چه مي گذرد؟
· ان سوي صوفيگري
· كليات شيخ بهائي
· مناظرات و مكاتبات - بخش اول
· مناظرات و مكاتبات - بخش دوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش سوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش چهارم
· رازگشا بهين سخن و استوار
· موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ
·  عرفان اسلامی جلد اول (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)
· تصوف وتشیع
· نقدي جامع بر تصوّف ترجمه رسالة الاثني عشريّة فی الردّ علي الصوفيّة

 مقالات
· راز سلوكي مردان خدا
· بيداري سرمايه داري
· مقاله اي در رد تصوف
 تصوف در حيطه نقد
 اصحاب صفه
 تحليلي انتقادي از فرقه نعمت اللهيه گناباديه
· درآمدي بر تصوف
· بيو گرافي جناب آقاي نور علي تابنده:
· حضور آقاي مجذوب عليشاه و شيوخ برجسته در بيدخت
· برنده بيدخت كدام طيف هستند
· دور نماي تصوف در ايران
· رد سلاسل صوفيه
· ایا عشریه می تواند مکفی از خمس وزکات باشد؟
· در باري مذهب شاه نعمت الله ولي از كتاب ميراث تصوف
· بی معنا بودن هو121 از هو 110اشکار تر است
· آيا فرقه نعمت اللهي گنابادي, ريشه در تشيع دارند؟
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش اول
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش دوم
· حافظ وتصوف
· مرحوم کافی وتصوف
· فرقه سازی انگلیس در ایران در مقابل آئین آسمانی اسلام
· سلفی‌گری و تصوف؛ دو روی سکه افراط‌گرایی
· جستارى در تصوف(1)
· جستارى در تصوف(2)
· جهلة صوفيه و دراويش در بوته نقد
· خانقاه
· اندیشه نقد آموزه های صوفیه از دید گاه امام صادق (ع)
· محي‌الدين و حمله مغول
· فکر صوفی در آزمون
· از فرقه دراویش گنابادیه تا شهر دارالمومنین گناباد
· محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ بخش اول
· صوفي گري ستيز با اسلام و دشمني با پيامبر وائمه ـ 1
· لگد زدن ملاسلطان گنابادي در سه ماه گي در شكم مادر
· محی الدین و جنگهای صلیبی (بخش دوم)
· نفوذ تصوف به تشیع
· معجزه، کرامت، کهانت
· آقای نور علی تابنده يا زيد امام حسن(ع)
· پيوند غرب وتصوف
·  گامي به سوی عرفان قرآنی- ولایی
· کودتای آرام قطب فرقه صوفی گنابادی
· اهانت سایت فرقه گنابادی به امام عصر عجل الله
· معروف کرخی در کتب ومقالات فرقه نعمت اللهی گنابادی و سئوالات ما
· استعمار و ایران
· ملامتیه در بوته نقد
· در جواب وبلاگ خور شید حق
· درآمدي‌ بر ديدگاه‌ علما نسبت‌ به‌ تصوف‌
· تأملي در عرفان منهاي شريعت
· تحلیلی از تصوف با تأکید بر فرق ذهبیه
· نقش امام صادق علیه السلام در رد جریانات تصوف
· پاسخي به توجيهات عجيب صوفيه
· اخوان‌الشیاطین و رد پای فرنگیان 1
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 2
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 3
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 4
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 5
· سامری های امت 1
· سامری های امت 2
· سامری های امت3
· سامری های امت4
· ریحانه ها زیر پا
· ریحانه ها زیر پا (۲)
· عقل، عرفان يا عاطفه؟
· بازانديشي « معنويت » در تصوف
· افشاگري هاي مهم يکي از دراويش توبه کرده؟
· آينده قطبيت وفرقه گنابادي
· تودهني محکم بچه شيعه ها به نماينده افراطي هلند
· درباره ی مكاتب عرفانی نوظهور

 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 آمار سایت
 جستجو
 وبلاگ کاربران
 ورود به سایت

تصوف ارز نگاه علما
· نظر امام خمینی درباره تصوف
· ظر ملاصدرا درباره تصوف
· نظر ميرزاي قمي:
·  مناظره اي ايت الله آقا نجفي قوچاني صاحب كتاب سياحت شرق بايكي از دراويش گنابادي


پرسش وپاسخ
· آيا كلمة تصوّف واژه اي اسلامي است يا بعداً وارد فرهنگ اسلامي شده است؟
· رهبانيت مسيحي در پيدايش تصوف در ميان مسلمانان چه نقشي داشته اند
· آيا تصوّف قبل از اسلام وجود داشت؟
· درست است كه مذهب اهل سنت بستر مناسب براي رشد تصوف است؟
· چرا خيلي از عرفاي شيعه را كسي به عنوان صوفي نمي‌شناسد؟
· وجوه اصلي تباين اخلاق، عرفان و تصوّف چيست؟
· آيا در سير و سلوك الهي نياز به راهبر و مرشد داريم؟
· آيا تصوف با رهبانيتي كه در احاديث مردود شمرده شده است سنخيتي دارد؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· اقطاب برخي از سلسله‌ها، سني مذهب هستند اين با شيعه بودن دل‌مداران آنها چگونه سازگار است؟
· حضرت امام در اشعارش كراراً عباراتي دارند كه بيانگر اين است كه ايشان تصوف را مقبول مي دانستند مثل «همچو منصور خريدار سر دار شدم» در حالي كه منصور حلاج از بزرگان تصوف بوده اند چرا به هر شيوه اي كه مي خواهيم مطلب را رد مي كنيم لطفاً توضيح دهيد؟
· در كتاب دكتر يزدي (آشنايي با علوم قرآني) در صفحه 122 چنين جمله‌اي نوشته شده صوفيه تندرو نظير ابن عربي نيز طرفدار تأويلات نامستند و بي‌محابا هستند... و در نامة تاريخي امام (ره) به گورباچف امام وي را به كتابهاي ابن عربي جهت آشنايي با اسلام سوق مي‌دهند و اين چگونه توجيهي دارد، آيا امام (ره) اشتباه كرده‌اند يا حرف كتاب صحيح نيست يا...؟
· آيا در تاريخ مي‌توان از يك درويش، قطب، مرشد، صوفي و... نام برد كه باري از دوش مردم يك جامعه برداشته باشند؟
· آيا واقعاً عده‌اي از اصحاب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ صوفي بودند؟
· آيا عشق كه ركن اصلي تصوف است با عقل سازگار است؟
· آيا مكتب تصوف قائل به پلوراليسم ديني است؟
· آيا گفته‌هاي قطب و مرشد مي‌تواند حجت شرعي باشد؟
· اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت پس مترادف با تصوف است؟
· چرا حلول و اتحاد كه بطلانش بر كسي پوشيده نيست از اركان تصوّف قرار داده شده است؟
· آيا تصوف مثل فيدئيسم افراطي عقل‌ستيز است يا عقل‌گريز؟
· آيا چون «ولي» اسم خدا است و تعطيل‌بردار نيست بعد از ائمه ـ عليهم السّلام ـ اين ولايت بايد با قطب ادامه يابد؟
· تأويلي كه صوفيه از آيات قرآن ارائه مي‌دهند با تأويل متكلمين عدليه چه فرقي دارد؟
· اگر صوفيه عقل را قبول دارند چرا پاي آن را چوبين مي‌دانند؟
· اگر برخي از صوفيه كه ادعاي تشيع مي‌كنند راست مي‌گويند چرا اقطاب سني دارند؟
· اگر رياضت‌هاي مورد ادعاي صوفيه راهبر بودند چرا در اسلام به آنها توصيه نشده است؟
· چه نقدهاي كلي بر فرقه تصوف وارد است؟
· اگر عشق مفهوم معنوي دارد چرا صوفيه در عمل آن را به امور مادي و حتي جنسي منطبق مي‎كنند؟
· اگر غنا حرام است چرا صوفيه آن را يكي از اركان مرام خود قرار داده‌اند؟
· آيا مي‌توان گفت كه تصوف همان مفهوم زهد در فرهنگ اسلامي را دارد؟
· آيا شعر«پس به هر دوري وليّي قائم است تا قيامت آزمايش دائم است»دلالت بر جدائي تشيع از تصوف نمي‌كند؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· بزرگان فرقه صوفيه (فرقه علي شاه) حالات روحي و عرفاني عجيبي دارند، اگر اين فرقه‌ها از نظر اسلام ردّ بود نبايد چنين حالاتي به آنها از طرف خدا اعطاء مي‌شد؟
· چرا بزرگان اصحاب ائمه گرايشي به تصوف نداشتند؟
· صوفي با عارف و زاهد و درويش چه فرقي دارد كه نام خود را صوفي نهاده است؟
· تلقي احاديث از تصوف چيست؟
· چگونه است كه تصوف با همه فرقه‌هاي كلامي سازگاري دارد و در هر كجا باشند خود را تابع فرقه‌ كلامي مردم آن منطقه معرفي مي‌كنند؟

نظر مراجع تقليد
· نظرايت الله موسوي ار دبيلي
· نظر ايت الله شاهرودي
· نظر مراجع ديگر
· ايت الله نوري همداني
· نظر ساير مراجع تقليد

فیلم
· فیلمهای از دراویش گنابادی


     جستجو



     پیشنهادات و انتقادات
پیامهای گذشته   
 

 معجزه، کرامت، کهانت




لزوم توجه به اين بحث در زمان ما :

معجزه ، عمومي ترين راه اثبات صدق ادعاي کسي است که مدعي پيامبري يا امامت يا ... است و اما کرامت و خوارق عادات ، با وجودي که فضل ايماني را براي دارنده آن اثبات نميکند ، اما باعث گمراهي بسياري از مردم ما شده که اين امر باعث نوشتن اين مطلب شد.

تعريف معجزه : در لغت يعني ناتوان کننده (اسم فاعل) اما در اصطلاح علماي کلام ، به کاري گفته ميشود که 7 شرط زير را داشته باشد :

1. خرق عادت : يعني فرآيند وقوع آن با نظام عادي جهان همخواني ندارد.

البته نبايد از اين نكته غفلت ورزيد كه بين «خرق عادت» و «امتناع عقلي» تفاوت است.
مي دانيم كه عقل با تأمل در ماهيت برخي از امور، به امتناع آن حكم مي كند و وقوع آن را محال مي شمارد؛ براي مثال،«اجتماع نقيضين» يا «تقدم وجود معلول بر وجود علت» در نزد عقل محال شمرده مي شود.
بسياري از فيلسوفان و متكلمان بر اين اعتقادند كه محالات عقلي از حوزه قدرت الهي بيرون اند ، يعني اساساً قابليت وجود يافتن ندارند.
اما حادثه «خارق العاده» حادثه اي است كه، في حد نفسه، ممكن الوقوع است، اما از طريق اسباب و علل عادي محقق نمي شود.
براي نمونه، عقل هيچ يك از معجزاتي مانند«شكافته شدن دريا» يا «شفا يافتن بيمار» بدون استفاده از دارو يا درمانهاي خاص پزشكي يا «دو نيم شدن(انشقاق) ماه» را ممتنع نمي داند،
بلكه اين حوادث صرفاً با روال عادي و معمول حوادث طبيعي ناسازگارند و از اين رو، تنها بايد به خارق العاده بودن آنها گردن نهاد.

2. ادعا : معجزه با ادعاي پيامبري ، امامت و ... از سوي شخصي كه آن را اظهار مي دارد ، همراه است.
با اين ويژگي، كرامات اولياء از تعريف معجزه خارج مي شود.

3. تحدي : مقصود از تحدي آن است كه شخص مدعي ، از طريق اظهار معجزه، مخالفان خود را به مقابله و مبارزه دعوت كند و از آنان بخواهد كه امري همانند با آنچه او آورده است، بياورند.

به اعتقاد برخي از متكلمان، اين شرط شامل دو امر است:
الف) دعوت مخالفان به مبارزه و آوردن مثل آن چيزي كه به عنوان معجزه و براي اثبات صدق مدعاي خويش ارائه داده است.
ب) ناتوان ساختن مخالفان از آوردن مثل آنچه كه او آورده است.
به اين ترتيب، ويژگي سوم آن چيزي است كه وجه نام گذاري «معجزه» را روشن مي سازد.
شايان ذكر است كه تصريح زباني پيامبر به تحدي ضرورتي ندارد ، بلكه دلالت شواهد و قراين كفايت مي كند.

4. مطابقت با قصد و ادعا : معجزه بايد با قصد و ادعاي شخصي كه مدعي آوردن معجزه است، هماهنگ باشد.

مثلا مسيلمه در زمان نبي اکرم ادعاي پيامبري کرد ، به او گفته شد : محمد صلي الله عليه و آله ، فردي را که يک چشمش کور بود دعا فرمودند سالم شد و آب دهان در چاه کم آب انداختند و پر آب شد ، تو هم که مدعي پيامبري هستي چنين کن ، براي اعور (يک چشم)ي دعا کرد ، کور شد! و آب دهان در چاه کم آبي انداخت خشک شد!
هر چند در اينجا نيز خرق عادت شد اما مطابق با ادعا (ي من هم شفا ميدهم) نبود.

5. قابل تعليم و تعلم نباشد : معجزه كاري است كه قدرت انجام آن از طريق آموختن (تعليم و تعلم) و تمرين حاصل نمي شود، برخلاف اموري مانند سحر و جادو و و کارهاي مرتبط با علوم غريبه و تسخير جن و طلسمات و كارهايي که از طريق رياضت هاي عرفاني و سختي کشيدن ، قابل اكتساب است.

6. قابل معارضه نباشد : اين قيد بيانگر تفاوت معجزه با اموري مانند سحر و شعبده بازي و كارهاي ناشي از رياضت هاي عرفاني است ، چرا كه اين امور هر چند خارق العاده اند ، ولي قابل معارضه اند ، زيرا چه بسا عمل يك ساحر يا شعبده باز يا مرتاض از سوي هم صنفان خود خنثي مي شود.

براي مثال، مرتاضي از طريق تأثير خارق العاده ي خود قطاري را متوقف مي كند ، اما مرتاض ديگري ، كه از همان مرتبه رياضت (يا بالاتر) برخوردار است ، عمل او را خنثي مي كند و قطار را به حركت مي اندازد.
بنابراين، ويژگي ديگر معجزه آن است كه امري ما فوق بشري است و ديگران قادر به خنثي كردن اثر آن يا انجام كاري مشابه آن نيستند.

7. الهي بودن گزاره : گزاره ادعا شده بايد مرتبط با خدا يا معاد باشد نه يک گزاره علمي و ... .

آقاي سبحاني در منشور عقائد اماميه ميفرمايد : « ميان معجزه و صدق دعوي نبوت ، رابطه ي منطقي برقرار است . زيرا اگر آورنده معجزه در ادعاي خود راستگو باشد ، طبعاً مطلب ثابت مي شود ; و اگر فرض كنيم در ادعاي خود دروغگوست باشد بر خداوند حكيم ، كه به هدايت بندگان خود علاقمند مي باشد ، شايسته نيست كه چنين قدرتي را در اختيار او قرار دهد . چون مردم با مشاهده اين قدرت خارق العاده به او ايمان مي آورند و به سخنان او عمل مي كنند . در نتيجه هرگاه او در ادعاي خود دروغگو باشد ، آنان را گمراه مي كند ، و اين امر با عدل و حكمت الهي منافات دارد . اين مسئله يكي از متفرعات قاعده حسن و قبح عقلي است. »
کما اينکه در مورد مثال مسيلمه کذاب (مورد شماره 4 از شروط معجزه بودن يک فعل در سطور بالا) ديده ميشود.

تا اينجا تعريف دقيق معجزه گفته شد ، از اين به بعد فقط به مادون معجزه مثل : کرامت و کهانت و کارهاي مرتبط با علوم غريبه پرداخته ميشود.

امور خارق العاده ي باقيمانده (تصرفات در طبيعت و حتي مستجاب الدعوة بودن) را نيز ، گذشته از اسامي فوق ، به دو دسته کلي تقسيم ميکنيم :

1- اموري که طرف از اول به قصد بدست آوردن اين خوارق عادات ، اعمال خاصي را مانند رياضتهاي عرفاني نامشروع يا غير مخالف با شرع انجام داده و به اين امور دست يافته که ميتواند طي الارض کند يا تصرفاتي در طبيعت کند و ...
2- فرد از اول قصدش فقط و فقط عبادت خدا بوده و اين عنايات بعدا به صورت «وهبي» به او داده شده.

معمولا به صرف اينکه کسي مسلمان و ظاهرالصلاح باشه ، اسم عمل خرق عادت _بدون توجه به اينکه از کدام 2 نوع فوق است_ «کرامت» ناميده ميشود که اين اشتباهه.

لذا اگر هر فرد ظاهر الصلاحي کرامتي ديديد و يا براي شما نقل کردند ( که در اين حالت احتمال غلوّ از طرف ناقلهاي دهان به دهان شديدا بالا ميرود ) ولو طرف را آيةالحق هم بنامند ، برايش موسسه ها بزنند و کنکره ها تشکيل دهند ، باز هم بايد فکر کرد که :

الف) شما از کجا مطمئنيد که طرف از اول دنبال اينها نبوده و بصورت وهبي به او داده شده ؟ (حالت 2 بالا)
ب) بفرض که طرف قصدش فقط و فقط از اول خدا بوده و اينها وهبي بوده (که امکانش هست اما اثباتش ممکن نيست) ، باز هم شما چه حجتي داريد که از او در افعال و اقوالش تبعيت کنيد ؟
البته فقط افعال و اقوال مخالف متن صريح دين را نميگويم (آنها که جاي خود دارد) بلکه حتي مواردي که از معصوم بما نرسيده و فقط از بعض از اين آيات حق نقل شده ، شما چه حجتي در تبعيت از آنها داريد ؟ آن هم در تمام اقوال و افعال.

خلاصه بايد گفت که اين مجاز است اي برادر نه حقيقت! ببينيد.

اِخبار از غيب و طي الارض و ... کجا نشان آيةالحق بودن يک فرد است وقتي اين امر به وفور از مرتاضين و شيطان پرستان نقل شده و حتي فيلمهايش نيز در اينترنت هست ؟

براي روشن شدن اين انگارها در مورد طي الارض ، داستاني که صاحب کتاب قصص العلماء از عموي خود در صفحه 38 کتابش نقل کرده را به عنوان فصل الخطاب در اينجا مي آوريم :

به زيارت امام ثامن عليه‏السلام مشرف شدم و چندي در آن بلده مباركه اقامت داشتم. پس درويشي كه معروف به طي‏الارض بود پيدا شد و من با آن درويش رفاقت انداختم. از آن پس از او خواهش نموده كه طي‏الارض را به من تعليم كن. گفت: تو قابل نيستي. پس از اصرار بسيار گفت: اكنون كه طالب آني و خود را قابل مي‏داني پس دو شرط را با تو مي‏گويم عمل كن، از آن پس به تو طي‏ الارض را تعليم مي‏نمايم، شرط اول اينكه: اين امامي كه مدفون در اين مرقد است بايد امام نداني ! ، دوم اينكه: تا يك هفته نمازهاي يوميه را بايد ترك كني ! گفتم: چنين كنم. پس آن درويش رفت و وقت نماز رسيد، با خود گفتم كه: امام را امام دانستن امر باطني است و آن درويش را خبر از باطن من نيست، در ظاهر مي‏گويم كه او امام نيست و در باطن اعتقاد به امامت آن بزرگوار دارم. واما نماز، پس در خانه را مي‏بندم و وضو مي‏گيرم و نماز مي‏كنم، و به درويش مي‏گويم كه من نماز نكرده‏ام. پس درِ خانه را بستم و وضو ساختم و به نماز ايستادم. ناگاه ديدم درويش در نزد من حاضر شد به من گفت كه: من به تو گفتم كه تو قابل نيستي. پس برفت و او را ديگر نديدم.

و براي اخبار از غيب هم يک داستان صوتي ديگر از آقاي عليرضا پناهيان ، براي شما آماده شده است :

البته در مورد مرتاضين فيلمهاي زيادي هم هست که يکي از آنها همين رامانا است که ويدئوهايش توي يوتيوب و ... فراوان هست مثلا اين يکي : رامانا در تلويزيون آلمان

نکات ديگر :

1- برخي معجزه را خاص نبي ميدانند و آنچه از ائمه صادر شده را کرامت مي نامند که ولي اين حصر صحيح نيست ، همانطور که در بعض احاديث (مثلا علل الشرايع باب100) بدان تصريح شده است.
البته اينکه معجزات بدون تحدي نبي ، در لسان بزرگان شيعه ، باز هم معجزه گفته شده نه کرامت ، شايد دليلش آن باشد که تحدي لازم نيست زباني باشد ، از سويي برخي محققين اين امر قرينه اي دانسته اند بر اينکه بعض محققين لفظ «کرامت» را اختراع امثال صوفيه بدانند.
گفتم صوفيه ، ياد اين مردک افتادم ، يکي ديگر از آية الحق!!! هاي زمان ما ، حضرت ايشان ميفرمايد : « من حاضر نيستم کوچکترين معجزه اي براي اين آت و آشغالها بکنم ، من براي چيز ديگر آمده ام. » ( آثارالحق ج1ص573گفتار1815)

2- معصومين تا مجبور شده اند معجزه نياورده اند و قرار هم نيست کارها هميشه از طريق معجزه پيش برود ، قرآن مردمي را که از روي جهالت و ايذاء از نبي مکرم معجزه درخواست ميکردند سرزنش ميکند :
وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ ؟ و گفتند چرا فرشته‏اي بر او نازل نشده است ؟ (انعام8)
وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّي تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا و گفتند تا از زمين چشمه‏اي براي ما نجوشاني هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد (اسراء90)
أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ مي‏گويند چرا گنجي بر او فرو فرستاده نشده يا فرشته‏اي با او نيامده است تو فقط هشداردهنده‏اي (هود12)

3- مؤمن فقط مي‌تواند از طريق دعا و خواهش از درگاه خدا به خواسته اش برسد و دعايش مستجاب شود گرچه خواسته او خلاف عادت باشد. و اين عجز شرف مومن است. کما اينکه در بخش مربوط به امام صادق از احتجاجات طبرسي نقل شده که مرتاضي هندي به حضور امام صادق رسيد و پس از مذاکره و مصاحبه و پذيرش اسلام ، توانايي هاي قبلي خود را از دست داد.

4- همانطور که گفته شد معجزه عموميترين راه شناخت حجت خداست ، اما متکلمان راههاي ديگري نيز براي اين شناخت آنها ذکر کرده اند ؛ تصديق حجج قبلي و ادله عقلي و ... .

تتمه :

1- شهادت امام جواد عليه السلام رو تسليت عرض ميکنم. در اينجا هم چند نمونه از فضايل آن امام عزيز ذکر شده.
در اين مطلب راجع به معجزه گفتيم ، مناسب است چند نمونه از معجزات نقل شده از امام جواد عليه السلام را هم اينجا ببينيد.
امام جواد عليه السلام در سن 25 سالگي شهيد شدند ، آنوقت عده اي تصوير ايشان را با محاسني سفيد! بر ديوارهايشان نصب ميکنند. گذشته از اينکه اصل اين عمل از نظر فقهي «کذب عملي» است از جمله بدعتها نيز ميتواند باشد.
2- نقل شده که حضرت رضا عليه السلام فرمودند : هر امامي بر گردن شيعيان و دوستان خود عهد و پيماني دارد و به درستي که زيارت قبور امامان،از مصاديق وفاي کامل و نيکو به اين عهد ميباشد. ( بحار الانوارج100ص116 )
انشاءالله شب جمعه عازم مشهد ابي الحسن الرضا هستم و دعاگوي همه شيعيان و محبين.
3- بدليل کثرت اشتغالات دنيوي ، و اهتمام بنده در ننوشتن پست کم محتوا ، بروز شدن اين بلاگ منظم نيست ، لذا در خبرنامه کنار وبلاگ ثبت نام کنيد يا اينکه از طريق RSS از بروز شدن آلاء و ... مطلع شويد که ما شرمنده نشويم.

http://ala.myblog.ir/




 
     ورود
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .

     پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط amir52


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
معروف کرخی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"معجزه، کرامت، کهانت" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .




gonabad_110@yahoo.com
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.42 ثانیه