Welcome to گناباد110!

     علامه حاج محمد تقی بهلول گنابادی


     مدیر

مهدیار خجسته نیای گنابادی


     منوی اصلی

· 
· 
· 
· 
· 

کاربران
 انجمنهای تخصصی
 صفحه شخصی
 پیغام کوتاه

کتابخانه
· صوفیه از دیدگاه حضرت پیغمبر اکرم (ص) واهلبیت (ع)
·  آشنايي با علوم اسلامي 2 نقد تصوف
· دوروس اعتقاداتي
 مزدوران انگليس بخش اول
 مزدوران انگليس بخش دوم
· مزدوران انگليس بخش سوم
· مزدوران انگليس بخش چهارم
· مزدوران انگليس بخش پنجم
· مزدوران انگليس بخش ششم
· مزدوران انگليس پيوستها
· جريان هاي فكري ايران و معاصر
·  صوفيه و دراويش در بوته نقد و تحليل
· در خانقاه بيدخت چه مي گذرد؟
· ان سوي صوفيگري
· كليات شيخ بهائي
· مناظرات و مكاتبات - بخش اول
· مناظرات و مكاتبات - بخش دوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش سوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش چهارم
· رازگشا بهين سخن و استوار
· موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ
·  عرفان اسلامی جلد اول (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)
· تصوف وتشیع
· نقدي جامع بر تصوّف ترجمه رسالة الاثني عشريّة فی الردّ علي الصوفيّة

 مقالات
· راز سلوكي مردان خدا
· بيداري سرمايه داري
· مقاله اي در رد تصوف
 تصوف در حيطه نقد
 اصحاب صفه
 تحليلي انتقادي از فرقه نعمت اللهيه گناباديه
· درآمدي بر تصوف
· بيو گرافي جناب آقاي نور علي تابنده:
· حضور آقاي مجذوب عليشاه و شيوخ برجسته در بيدخت
· برنده بيدخت كدام طيف هستند
· دور نماي تصوف در ايران
· رد سلاسل صوفيه
· ایا عشریه می تواند مکفی از خمس وزکات باشد؟
· در باري مذهب شاه نعمت الله ولي از كتاب ميراث تصوف
· بی معنا بودن هو121 از هو 110اشکار تر است
· آيا فرقه نعمت اللهي گنابادي, ريشه در تشيع دارند؟
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش اول
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش دوم
· حافظ وتصوف
· مرحوم کافی وتصوف
· فرقه سازی انگلیس در ایران در مقابل آئین آسمانی اسلام
· سلفی‌گری و تصوف؛ دو روی سکه افراط‌گرایی
· جستارى در تصوف(1)
· جستارى در تصوف(2)
· جهلة صوفيه و دراويش در بوته نقد
· خانقاه
· اندیشه نقد آموزه های صوفیه از دید گاه امام صادق (ع)
· محي‌الدين و حمله مغول
· فکر صوفی در آزمون
· از فرقه دراویش گنابادیه تا شهر دارالمومنین گناباد
· محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ بخش اول
· صوفي گري ستيز با اسلام و دشمني با پيامبر وائمه ـ 1
· لگد زدن ملاسلطان گنابادي در سه ماه گي در شكم مادر
· محی الدین و جنگهای صلیبی (بخش دوم)
· نفوذ تصوف به تشیع
· معجزه، کرامت، کهانت
· آقای نور علی تابنده يا زيد امام حسن(ع)
· پيوند غرب وتصوف
·  گامي به سوی عرفان قرآنی- ولایی
· کودتای آرام قطب فرقه صوفی گنابادی
· اهانت سایت فرقه گنابادی به امام عصر عجل الله
· معروف کرخی در کتب ومقالات فرقه نعمت اللهی گنابادی و سئوالات ما
· استعمار و ایران
· ملامتیه در بوته نقد
· در جواب وبلاگ خور شید حق
· درآمدي‌ بر ديدگاه‌ علما نسبت‌ به‌ تصوف‌
· تأملي در عرفان منهاي شريعت
· تحلیلی از تصوف با تأکید بر فرق ذهبیه
· نقش امام صادق علیه السلام در رد جریانات تصوف
· پاسخي به توجيهات عجيب صوفيه
· اخوان‌الشیاطین و رد پای فرنگیان 1
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 2
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 3
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 4
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 5
· سامری های امت 1
· سامری های امت 2
· سامری های امت3
· سامری های امت4
· ریحانه ها زیر پا
· ریحانه ها زیر پا (۲)
· عقل، عرفان يا عاطفه؟
· بازانديشي « معنويت » در تصوف
· افشاگري هاي مهم يکي از دراويش توبه کرده؟
· آينده قطبيت وفرقه گنابادي
· تودهني محکم بچه شيعه ها به نماينده افراطي هلند
· درباره ی مكاتب عرفانی نوظهور

 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 آمار سایت
 جستجو
 وبلاگ کاربران
 ورود به سایت

تصوف ارز نگاه علما
· نظر امام خمینی درباره تصوف
· ظر ملاصدرا درباره تصوف
· نظر ميرزاي قمي:
·  مناظره اي ايت الله آقا نجفي قوچاني صاحب كتاب سياحت شرق بايكي از دراويش گنابادي


پرسش وپاسخ
· آيا كلمة تصوّف واژه اي اسلامي است يا بعداً وارد فرهنگ اسلامي شده است؟
· رهبانيت مسيحي در پيدايش تصوف در ميان مسلمانان چه نقشي داشته اند
· آيا تصوّف قبل از اسلام وجود داشت؟
· درست است كه مذهب اهل سنت بستر مناسب براي رشد تصوف است؟
· چرا خيلي از عرفاي شيعه را كسي به عنوان صوفي نمي‌شناسد؟
· وجوه اصلي تباين اخلاق، عرفان و تصوّف چيست؟
· آيا در سير و سلوك الهي نياز به راهبر و مرشد داريم؟
· آيا تصوف با رهبانيتي كه در احاديث مردود شمرده شده است سنخيتي دارد؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· اقطاب برخي از سلسله‌ها، سني مذهب هستند اين با شيعه بودن دل‌مداران آنها چگونه سازگار است؟
· حضرت امام در اشعارش كراراً عباراتي دارند كه بيانگر اين است كه ايشان تصوف را مقبول مي دانستند مثل «همچو منصور خريدار سر دار شدم» در حالي كه منصور حلاج از بزرگان تصوف بوده اند چرا به هر شيوه اي كه مي خواهيم مطلب را رد مي كنيم لطفاً توضيح دهيد؟
· در كتاب دكتر يزدي (آشنايي با علوم قرآني) در صفحه 122 چنين جمله‌اي نوشته شده صوفيه تندرو نظير ابن عربي نيز طرفدار تأويلات نامستند و بي‌محابا هستند... و در نامة تاريخي امام (ره) به گورباچف امام وي را به كتابهاي ابن عربي جهت آشنايي با اسلام سوق مي‌دهند و اين چگونه توجيهي دارد، آيا امام (ره) اشتباه كرده‌اند يا حرف كتاب صحيح نيست يا...؟
· آيا در تاريخ مي‌توان از يك درويش، قطب، مرشد، صوفي و... نام برد كه باري از دوش مردم يك جامعه برداشته باشند؟
· آيا واقعاً عده‌اي از اصحاب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ صوفي بودند؟
· آيا عشق كه ركن اصلي تصوف است با عقل سازگار است؟
· آيا مكتب تصوف قائل به پلوراليسم ديني است؟
· آيا گفته‌هاي قطب و مرشد مي‌تواند حجت شرعي باشد؟
· اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت پس مترادف با تصوف است؟
· چرا حلول و اتحاد كه بطلانش بر كسي پوشيده نيست از اركان تصوّف قرار داده شده است؟
· آيا تصوف مثل فيدئيسم افراطي عقل‌ستيز است يا عقل‌گريز؟
· آيا چون «ولي» اسم خدا است و تعطيل‌بردار نيست بعد از ائمه ـ عليهم السّلام ـ اين ولايت بايد با قطب ادامه يابد؟
· تأويلي كه صوفيه از آيات قرآن ارائه مي‌دهند با تأويل متكلمين عدليه چه فرقي دارد؟
· اگر صوفيه عقل را قبول دارند چرا پاي آن را چوبين مي‌دانند؟
· اگر برخي از صوفيه كه ادعاي تشيع مي‌كنند راست مي‌گويند چرا اقطاب سني دارند؟
· اگر رياضت‌هاي مورد ادعاي صوفيه راهبر بودند چرا در اسلام به آنها توصيه نشده است؟
· چه نقدهاي كلي بر فرقه تصوف وارد است؟
· اگر عشق مفهوم معنوي دارد چرا صوفيه در عمل آن را به امور مادي و حتي جنسي منطبق مي‎كنند؟
· اگر غنا حرام است چرا صوفيه آن را يكي از اركان مرام خود قرار داده‌اند؟
· آيا مي‌توان گفت كه تصوف همان مفهوم زهد در فرهنگ اسلامي را دارد؟
· آيا شعر«پس به هر دوري وليّي قائم است تا قيامت آزمايش دائم است»دلالت بر جدائي تشيع از تصوف نمي‌كند؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· بزرگان فرقه صوفيه (فرقه علي شاه) حالات روحي و عرفاني عجيبي دارند، اگر اين فرقه‌ها از نظر اسلام ردّ بود نبايد چنين حالاتي به آنها از طرف خدا اعطاء مي‌شد؟
· چرا بزرگان اصحاب ائمه گرايشي به تصوف نداشتند؟
· صوفي با عارف و زاهد و درويش چه فرقي دارد كه نام خود را صوفي نهاده است؟
· تلقي احاديث از تصوف چيست؟
· چگونه است كه تصوف با همه فرقه‌هاي كلامي سازگاري دارد و در هر كجا باشند خود را تابع فرقه‌ كلامي مردم آن منطقه معرفي مي‌كنند؟

نظر مراجع تقليد
· نظرايت الله موسوي ار دبيلي
· نظر ايت الله شاهرودي
· نظر مراجع ديگر
· ايت الله نوري همداني
· نظر ساير مراجع تقليد

فیلم
· فیلمهای از دراویش گنابادی


     جستجو



     پیشنهادات و انتقادات
پیامهای گذشته   
 

 محی الدین و جنگهای صلیبی (بخش دوم)



1ـ محي‌الدين در قونيه فصوص را مي‌نويسد اما مي‌گويد در ناحيه دمشق در خواب ديدم كه پيامبر اسلام‏(ص) كتاب فصوص را به من داد و گفت اين را به مردم ابلاغ كن. او كه براي مسلك خود از قداست هر مقدسي استفاده مي‌كند، در اين ادعا دمشق را براي اين مكاشفه ادعائي بر مي‌گزيند؟ دمشقي كه هيچ قداستي در نظر هيچ فرقه‏اي از فرقه‏هاي اسلام، ندارد. او كه مكه و مدينه را گشته بود. «محروسه دمشق» همان تعبيري است كه «پولس» احيا كننده دين عيسي (به نظر مسيحيان) همين تعبير را در مورد مكاشفه بزرگ و مهم خود به كار برده و در همان «محروسه دمشق» به كشف و شهود به اصطلاح ارزشمند احيا كننده رسيده است و «محئ دين المسيحيّه» شده است.

 2ـ در اولين جمله مقدمه فصوص ميگويد: «الحمدلله منزل الحكم علي قلوب الكلم» و دقيقاً كتابش را مانند انجيل با «كلمه» شروع مي‌كند. انجيل مي‌گويد: «ابتدا كلمه بود و كلمه در نزد خدا بود...» و محققان مكتب محي‌الدين از جمله شاگردِ شاگردِ شاگردش ـ قيصري شاگرد عبدالرزاق كاشاني واو شاگرد صدر قونوي فرزند خوانده محي‌الدين ـ بل همگي اين سخن او را درست به معناي مورد نظر مسيحيت تفسير كرده‏اند. لطفاً به مجلد اول رجوع فرمائيد. محي‌الدين در فتوحات (ج 2 ص 390 ـ 392) نيز در اين موضوع بحث كرده است. 3ـ توماس آكويني‌، بنيانگذار عصر اسكولاستيك مسيحيت با مكتب فارابي كاملاً آشنا بوده و (به قول نويسنده المنجد بخش اعلام) حتي نظريه‏هاي انتقادي خود را در مورد آن، توضيح داده است. آكويني فلسفه ارسطو را براي تبيين مسيحيت وارد مسيحيت كرد كه پيش از آن اين وظيفه تنها به عهده فلسفه افلاطون بود. بي ترديد آكويني تحت تأثير تز «آشتي ميان افلاطون و ارسطو» ي فارابي قرار گرفته و دروازه كليساها را براي فلسفه ارسطوئي باز كرده است. تزي كه فارابي آن را در محور كار خود قرار داده بود به ويژه در كتاب «فصوص الحكمه» كه محي‌الدين حتي نام كتابش را از او گرفته است. يعني آكويني در اروپا، محي‌الدين اروپائي الاصل در آسيا و معاصر هم، هر دو به يك نوع از فارابي تأثير پذيرفته‏اند. و ابن عربي در گرايش به مسيحيت به همان مسيحيت مي‌گرايد كه پس از او توماس آكويني آن را به جريان مي‌اندازد. و هر دو به اصطلاح نوآوري كرده‏اند. در آغاز جلد اول نو آوري محي‌الدين به شرح رفت. محي‌الدين متوفاي 1240 و آكويني متوفاي 1274 است. آكويني در 49 سالگي مرده است يعني او در زمان محي‌الدين 15 سال داشته است. او توانست فلسفه افلاطون را محترمانه از كليسا بيرون كند و به جاي آن فلسفه ارسطو را به خدمت تبيينات مسيحيت بگيرد. اما معلوم است چنين كار بزرگي براي هر كسي سخت دشوار و بل غير ممكن است كه جريان ديني كل اروپا را عوض كند. تجربه عملي محي‌الدين نشان داده بود كه «اشراق» و پرداختن به كشف و شهود چه بلائي بر سر مسلمانان آورد، و مسيحيان را پيروز كرد. پاپ و همه كليساها به خطري كه ممكن بود از ماهيت فلسفه افلاطون كه بر مبناي «اشراق» مبتني بود، متوجه اروپائيان شود، كاملاً متوجه شدند. در نتيجه پاپ، اسقف‏ها، راهب‏ها و كليساها، تصميم گرفتند از نفوذ روح تصوف گرائي افلاطونيات در دين‌شان جلوگيري كنند. و در چنين زمينه‏اي تز توماس آكوينوس، مقبول افتاد. و بدين سان محي‌الدين در داخل اروپا نيز به مسيحيان خدمت كرد. ليكن ارسطوئيات نيز به دليل محتواي شُوم خود پس از دو قرن و نيم، مسيحيت را رسوا كرد. دادگاه‏هاي انگيزاسيون از طرف كليسا براي محاكمه دانشمندان كه با كيهان‏شناسي ارسطو مخالفت مي‌كردند، با قساوت تمام به راه افتاد و در آخر مسيحيت به آن رسوائي دچار شد كه نه كار انجيل بود و نه ربطي به دين عيسي داشت بل ثمره ارسطوئيات بود. اربابان كليسا از تنها عنصر رؤيا گرايانه فلسفه افلاطون، ترسيدند و از سيطره آن كاستند در حالي كه در ميان مسلمانان، محي‌الدين هم افلاطونيات و هم جوكيات صوفيانه را با آميزه‏اي از ارسطوئيات، به خورد مردم مسلمان داده بود كه رؤياپردازي صرفاً افلاطوني در مقايسه با اين معجون چيز مهمي نبود. عنصر رخوت آور تصوف، به تخليه غيرت ديني مسلمانان منجر مي‌شد و نيز با توجه به ماهيت اسلام كه بر خلاف مسيحيت يك دين پر از تبيين در همه ابعاد هستي‌شناسي و زيست‏شناسي، امور اجتماعي بشر، بود اين آشتي ميان سه مسلك اجنبي همه تبيينات اسلام را، بايگاني مي‌كرد و كرد. محي‌الدين به فرايند اين معجون سه عنصري قانع نشده رسماً فتوا مي‌دهد كه «گناه كردن نه تنها لازم بل واجب است» زيرا اگر گناه نكنيم اسامي غفار، رحيم و... خدا عاطل مي‌مانند. و حديث هم بر اين فتوا جعل مي‌شود. او در اين راستا شيطان را مظهر خدا مي‌داند و اين موضوع را به عنوان يك اصل، اعلام مي‌كند (همان طور كه در جلد اول به شرح رفت). و فرقه‏هاي حروفيه، نقطويه، بكتاشيه، شيطان پرستان، يزيديان، تومان توكدي‌، چراغ سوندرن، خروس قردي و... از مكتب او برخاستند كه تاريخ بشر با عقايد و اعمال كثيف و شرم آور كمونيسم جنسي آنان، آلوده گشت. در مورد فرقه‏هاي حروفيه، نقطويه، بكتاشيه، شيطان پرست و يزيديان، تومان توكدي‌، چراغ سوندرن، در جلد اول توضيح بس مختصر گذشت. اما «خروس قردي‌» يا «خروس قران» فرقه‏اي بودند در شرق آناتولي (تركيه) و نيز در نقطه شمال غربي ايران و افراطي‌تر از تومان توكدي و چراغ سوندرن. اينان علاوه بر مراسم كمونيسم جنسي آن دو فرقه (كه با نيت قربة الي الله انجام مي‌يافت) مراسم ديگر نيز داشتند، در هر سال به عنوان مقدمه مراسم زناي عمومي و علني‌، مراسم «خروس قردي‌» يعني «خروس‌كشان» را به راه مي‌انداختند. خروس در ميان حيوانات سمبل غيرت ناموسي و غيرت جنگي است همان طور كه خوك سمبل بي‌غيرتي است. اين فرقه مراسم خروس‌كشان را با اين هدف به راه مي‌انداختند كه بايد سمبل غيرت و جنگ، كشته شود. و بدين وسيله نفرت خودشان را از غيرت وجنگ ابراز داشته و فرزندان را نيز چنين تربيت مي‌كردند. مقصود اصلي سردمداران اين فرقه‏ها در حقيقت مخالفت با جنگ نبود بل مخالفت با دفاع و جهاد بود بر اساس همان چيزي كه محي‌الدين بنا نهاده بود. چيزي كه بس جاي شگفت است افتخار و به خود باليدن صدرائيان ماست كه مرتب مي‌سرايند: از افتخارات صدرا اين است كه ميان فلسفه افلاطون و فلسفه ارسطو، آشتي داد. در حالي كه اين آشتي مال محي‌الدين است كه موجب عبرت توماس آكويني شده. و اصل پديده نيز به فارابي مي‌رسد.

 4ـ محي‌الدين در فصوص، فص آدم و فص شيثي را طي مي‌كند و مهم‏ترين نتيجه كه از سير اين دو فص مي‌گيرد، همان مسيحيت اسكولاستيك است. براي توضيح اين مطلب به مبحث «غضب و رضا ـ ليبراليسم» كه از صفحه 443 جلد اول شروع مي‌شود و به ويژه به مبحث «مسيحيت گرائي محي‌الدين و نقض اصول خود» صفحه 692، مراجعه فرمائيد. البته اين مسيحيت گرائي محي‌الدين تنها در دو فص از 27 فص كتاب فصوص است نه در كل آن و نه در ساير آثار ابن عربي‌.

 5ـ انجمن محي‌الدين به سردمداري فرانسويان، داير است.

 6ـ هنوز هم غربي‌ها افكار محي‌الدين را ترويج مي‌كنند و درباره او مطلب نوشته و منتشر مي‌كنند از آن جمله چاپ «شرح خواجه پارسا» كه شرح فصوص است. البته آنان در اين برنامه تنها متوني را چاپ و منتشر مي‌كنند كه قبلاً در ممالك اسلامي چاپ نشده باشد. بدين وسيله آثار او را از اضمحلال حفظ مي‌كنند.

 7ـ به حدي محي‌الدين براي‌شان گرامي بود و در حدّي با او آشنا بوده و هستند كه امروز هم فرقه و كيش او در اروپا هست كه عده‏اي پيرو عقايد و مسلك او هستند.

 8 ـ هنوز هم غربي‌ها محي‌الدين را هم در داخل خودشان (بيش‏تر در محافل علمي‌شان) و هم در خارج تبليغ مي‌كنند: كتاب ماه شماره 59 بخش اول، «گفتگو با دكتر نصرالله پور جوادي» ـ تكه‏هائي از سخنان پور جوادي‌: ... ممكن است كه مثلاً من راجع به ابن عربي تحقيق بكنم ولي اين دليل نمي‌شود كه بخواهم اشاعه فكر ابن عربي را بكنم يا بخواهم از او دفاع بكنم و تبليغ كنم و بگويم كه بيائيد مريد ابن عربي شويد. البته عدّه‏اي هستند در غرب كه درباره ابن عربي تحقيق مي‌كنند ولي قصدشان تبليغ است... . دكتر پور جوادي در ادامه در پاسخ به اين كه «محي‌الدين پيامبر(ص) را در خواب ديد كه به او فرموده است اين كتاب فصوص را بگير و به مردم ابلاغ كن» مي‌گويد: ابن عربي مثل اين كه با پيغمبر خيلي نزديك بوده و از اين خواب‏ها مي‌ديده است ولي شما وقتي فصوص را نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد كه پاره‏اي از اين حرف هائي كه زده، در جاهاي ديگر هم آمده، بعضي از آنها منابعش هست و منابع بعضي ديگر را هنوز نتوانسته‏ايم پيدا بكنيم ولي پيدا مي‌شود. من به اين نتيجه رسيده‏ام كه ابن عربي دفترچه يادداشت داشته و چيزهائي را كه مي‌خوانده در دفترچه يادداشتش مي‌نوشته، بعضي وقت‏ها نسخه كتابي كه‏ [از آن ياداشت بر مي‌داشته] غلط داشته و اين يادداشتهايش هم غلط شده است. من اين را در مورد بعضي از اصطلاحاتش نشان داده‏ام... و خيلي مواقع هم يك يادداشتي را مي‌خوانده كه خودش بسط مي‌داده روي خيالات خودش. ابن عربي يكي از نويسندگاني بوده كه خيلي قوه خيالش قوي بوده و اتكايش هم به قوه خيالش زياد بوده است... اما اين كه شما بگوئيد واقعاً به او وحي و الهام شده بود، من نمي‌توانم قبول كنم بيش‏تر اين حرف‏ها را از كسان ديگر گرفته، سنتز كرده، جمع كرده، بعضي اوقات واقعاً حرف ديگران را تحريف كرده، تحريفي كه از «هواجس» كرده غلط است. و آن حرف‌هائي كه راجع به «ملامتيّه» مي‌زند از خودش در آورده، آن حرف‏ها از لحاظ تاريخي درست نيست... . بنابراين ساختن بت از اين نويسندگان به اين صورت درست نيست... ابن عربي در ميان غربي‌ها به صورت يك كيش در آمده و انجمن ابن عربي تاسيس شده است. دكتر پور جوادي در اين بيانات خصيصه‏هاي چندي از ابن عربي شمرده است: الف: ابن عربي سخت در ميان غربيان محبوب است حتي پيرواني دارد. ب: محي‌الدين «يادداشت بردار بود». او با اين تعبير رسماً ابن عربي را به «سرقت ادبي‌» متهم و محكوم مي‌كند. ج: غربي‌ها ابن عربي را تبليغ مي‌كنند. د: ادعاي ابن عربي در اين كه فصوص را پيامبر اكرم‏(ص) به او داده و او را مامور به ابلاغ آن به مردم، كرده است، دروغ و افترا است كه او به پيامبر(ص) بسته است. ه‍ : محي‌الدين تحريف مي‌كرد به حدي كه اين يك ويژگي مستمر او بوده است. و: محي‌الدين (با اين كه يك نابغه بوده) اما سواد و اطلاعاتش وسيع نبوده در مطالب معمولي نيز گاهي دچار غلط مي‌شده. ز: از محي‌الدين بت ساخته‏اند. اعتراف مي‌كنم دكتر پورجوادي در اين عبارت‏هاي مختصر محتواي مجموع دو جلد كتاب من را با بهترين بيان و عبارت آورده است كه به قول آن مَثَل معروف «من هم مي‌خواستم همين را بگويم». اما من ناچارم، راهي ندارم غير از اين كه سخنان محي‌الدين را يك‌به‌يك توضيح دهم، مواردي كه آيات را تحريف، حديث‏ها را تحريف كرده بل جعل حديث كرده، سرقت ادبي كرده، سياسي كاري كرده، مسيحيت‌گرائي كرده، امت مسلمان را بي‌حميت كرده، روح جهادي و دفاعي را از آنان سلب كرده و... و... همه را دانه، دانه توضيح دهم زيرا مخاطبان من با مخاطبان دكتر پورجوادي فرق دارند. وقتي كه جناب آشتياني آن همه مدح و ثنا براي شيخ اكبرش نثار مي‌كند تكليف من سنگين و سنگين‌تر مي‌شود.

9ـ مدرك و دليل نهم بر مسيحيت گرائي محي‌الدين، (به اصطلاح) مكتب شيخ عطار است كه شاگرد مستقيم محي‌الدين بود اين نيز در مبحث «مكتب محي‌الدين و حمله مغول» خواهد آمد. و در مبحث «شيطان پرستان» از مقالات مقدماتي اشاره‏اي شده است.

10ـ (به اصطلاح) مكتب محمود شبستري‌: در جلد اول صفحه 698 گذشت كه شبستري صرفاً مترجم سخنان محي‌الدين بوده و چيزي از خود نداشته است و در آن جا اشعار او از گلشن راز آمد كه:

 ز روح الله پيدا گشت اين كار

 كه از روح القدس آمد پديدار

بود محبوس طفل شيرخواره‏

به نزد مادر اندر گاهواره‏

 چو گشت او بالغ و مرد سفر گشت‏

 اگر مرد است همراه پدر گشت‏

عناصر مر تو را چون امّ سفلي است‏

 تو فرزند و پدر آباي علوي است‏

از آن گفته است عيسي گاه اسري‌

كه آهنگ پدر دارم به بالا

11ـ از پايه‏هاي اساسي مكتب محي‌الدين «هم صورت بودن خدا و انسان» است كه خدا انسان را به صورت خود آفريد. او حديثي بر اين باور پايه‏اي خود مي‌آورد كه سنيان نيز آن را نمي‌پذيرند، از آن جمله امام الحرمين جويني مي‌گويد حديث «خلق الله آدم علي صورته» ناصحيح است. نظر ائمه‏(ع) را نيز در مورد آن در جلد اول توضيح دادم كه جعلي بودن آن مسلم است. اصل و اساس اين پايه عقيدتي و هستي‌شناسي محي‌الدين در سفر پيدايش تورات تحريفي‌، آمده است كه «خدا گفت آدم را به صورت ما و موافق ما بسازيم پس خدا آدم را به صورت خود آفريد». مسيحيان نيز مطابق تورات كه كتاب «عهد عتيق»‌شان است به اين اصل معتقد شدند. و ابن عربي آن را يكي از «اصول» اسلام قرار داد.

12ـ آسين پالاسيوس محقق اروپائي‌، در يك كار تحقيقي بخش‌هائي از آثار محي‌الدين را جمع و تدوين كرده و نام آن كتابش را «اسلام در قالب مسيحي‌» گذاشته است. دائرةالمعارف بزرگ اسلامي نام آن را «اسلام در صورت مسيحي‌» ثبت كرده است. من اين كتاب را نديده‏ام.

منبع : کتاب محی الدین در آئینه فصوص نوشته استاد مرتضی رضوی

این کتاب در دو جلد در قفسه کتابخانه مجازی سایت بینش نو قرار دارد.

آدرس: http://www.binesheno.com/Files/books.php

________________________________________

 [1]. در جلد اول مشروحاً بيان شده است. [2]. نسخه بدل: انكر. [3]. نسخه بدل: واصبح.

 




 
     ورود
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .

     پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط amir52


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
معروف کرخی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"محی الدین و جنگهای صلیبی (بخش دوم)" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .




gonabad_110@yahoo.com
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.41 ثانیه