آقای نور علی تابنده يا زيد امام حسن(ع)
آقاي نور علي تابنده برادر سطان حسين (رضا عليشاه) از فرزندان صالح عليشاه هستند ايشان بعد از تحصيلات حقوق موفق به درجه دكترا مي شود گرايش شديد روشن فكري پيدا مي كند به ويژه در اين مقطعي كه ايشان تحصيلاتش تمام شد به ايران برمي گردد و حضور سياسي اجتماعي پيدا مي كند در عرصه جامعه ايران دقيقاً هم زمان با آغاز مبارزات امام خميني در سال 42 است.
در اين مقطع آقاي نور علي تابنده هم به جمع مبارزين با نظام شاهنشاهي مي پيوندد به خاطر همين موضوع چون خانواده تابنده و (جريان تصوف ) پيوند تنگاتنگي با در بار محمد رضا پهلوي به طور اينكه يك سفر كه شاه از اين مسير (گناباد) عبور مي كند براي رفتن به بيرجند به دعوت آقاي عَلم شب را در منزل آقاي تابنده ايشان بيتوته مي كند يعني روابط بسيار تنگاتنگ است يا شما مي بنيد يكي از متنفذين جدي دربار آقاي منوچهر اقبال رئيس شركت ملي نفت منصوب به شخص شاه بوده (گرايش به تصوّف هم داشته) و قدرتش از وزرا هم بيشتر بود. ايشان دو دوختر دارد يكي را يه خانواده تابنده مي دهد و يكي را به خانواده شاه يعني خانواده رژيم شاه با خانواده تابنده عجين شده است.
اين كه آقاي نور علي تابنده توي خط مبارزه با رژيم شاه مي افتد مسيرش از مسير خانواده و جريان تصوف كه پيوند وسيع و تنگاتنگي با دربار محمد رضا شاه دارد جدا مي شود به همين جهت به شدت مترود خانواده مي شود و هم خانواده تصوف و تابنده و هم رژيم دست به دست هم مي دهند و به شدت جناب آقاي نور علي تابنده را منزوي مي كنند، ولي ايشان همچنان همگام با نيروهاي مبارز به ويژه جريان نهضت آزادي به طور مشخص با اين جريان هم سو مي شود در نوع پالمان تاريستي عليه رژيم شاه در همين اوايل ده 40 بعد از دستگيري امام خميني آيت الله پسنديده برادر بزرگتر امام خميني دستگير مي شوند فقط با نسبتي كه به امام خميني دارند بيشتر مورد تعرض قرار ميگرند و دستگير مي شوند آقاي نور علي تابنده با توجه به تخصص حقوقي كه دارد وكيل مدافع آيت الله پسنديده مي شود در دادگاه رژيم شاه اين همراهي با مبارزه و ضديت با رژيم شاه باعث مي شود كه ايشان به شدت منكوب مي شود به طوريكه پروانه وكالتش لغو مي شود و از خدمات سياسي اجتماعي محروم مي شود و در تهران آواره مي شود يكي از پيروان خود اين فرقه مي گويد كه ايشان دچار عسر و حرج مالي بوده در حاليكه خانواده تابنده مطومل و وضع بسيار مرفحي داشتند ولي ايشان را در يك بايكد گذاشته بودند رژيم شاه هم كه از خدمات دولتي و اجتماعي محروم كرده بود پرونده وكالتش را لغو كرده بودند در يك تنگاهاي شديد مالي قرار گرفته بود مي گويد دل من به حال ايشان سوخت يك فولكس قورباغه اي داشتم اين فولكس را به ايشان دادم تا از آن استفاده كند.
اولين راهپيماي و سخنراني عليه نظام شاهنشاهي را دربيدخت انجام مي دهد و موجب خشم خانقاه هيان شده صوفيان بيدخت عليه نور علي و به نفع نظام طاغوت راهپيماي كرده وشعار جاويد شاه را سرداده و در ضمن لقب زيد امام حسن (ع) را به وي دادند.
اين روند سپري مي شود تا پايان دهه 40 و 50 همچنان نور علي مترود خانواده است و مورد بي مهري خانواده تابنده قرار مي گيرد بعد از پيروزي انقلاب هم اين روند استمرار دارد ولي بنا نوع گرايشاتي كه به جريان ليبراليسم دارد آقاي نور علي تابنده تحت تأثير تفكرات ليبراليسم قرار دارد با نظام جمهوري اسلامي سر ستيز پيدا مي كند و در تعارض هايي قرار مي گيرد مثل همان اقليت نهضت آزادي كه آن ها بنا به گرايش هاي ليبراليسمي كه دارند تحت تاثير همان گرايش ها با نظام جمهوري اسلامي هم در تعارض قرار مي گيرد اين تعارض ادامه دارد و استمرار پيدا مي كند تا اينكه ايشان در اوايل دهه 70 يك بار دستگير مي شود به اتفاق بعضي از سران نهضت آزادي و مدت كوتاهي هم در زندان به سر مي برد.
بعد از آزادي هم چنان نه آشتي با خانواده تابنده دارد نه گرايشي به تصوف دارد از قضاي اتفاق ما ميبينيم كه رضا عليشاه فوت مي شود قطبيت به برادرش منتقل نمي شود بلكه به پسرش منتقل مي شود به علي تابنده ملقب به محبوب عليشاه و در اين مقطع در اواسط دهه 70 كه محبوب عليشاه بر اثر عارضه قلبي فوت مي كند از قضاي اتفاق قطبيت به آقاي نور علي تابنده مي رسد با هدايتي و اتنخاب پيشنهادي كه علي تابنده انجام مي دهد و عمويش را جانشين خود معرفي مي كند اين وضعيت چند حالت را پيش مي آورد كه كسي كه حداقل تا آن مقطع يك ربع قرن با خانواده تصوف ارتباط نداشته با آن ها سر ستيز داشته آن ها را اصلاًبه رسميت نمي شناخته خانواده اش را يك جريان فكري منحرف مي دانسته اين در اواسط دهه 70 مي آيد به رهبري همين قطب انتخاب مي شود به قطبيت جريان فكري انتخاب مي شود كه به دليل عدم مقبوليت او نزد ايشان چكار مي شود منزوي مي شود تحمل سختي مي كند .
حال اين سول مطرح مي شود چطور كسي را كه لقب زيد امام حسن (ع) به وي داده اند مي شود قطب !!!!!!!!!!!
چرا برادرش سطان حسين (رضا عليشاه) خانواده تابنده و (جريان تصوف ) پيوند تنگاتنگي با در بار محمد رضا پهلوي دارند و همچنين آقايان منوچهر اقبال تيمور تاش نصيري ريس ساواك و ..... همه از دراويش گنابادي بوده آقاي نور علي تابنده جزء گروه هاي ضد نظام شاهنشاهي بوده و عليه نظام فعاليت داشته مي شود قطب !!!!!!!!!!!!!




http://baydokht-erfan.persianblog.ir/