Welcome to گناباد110!

     علامه حاج محمد تقی بهلول گنابادی


     مدیر

مهدیار خجسته نیای گنابادی


     منوی اصلی

· 
· 
· 
· 
· 

کاربران
 انجمنهای تخصصی
 صفحه شخصی
 پیغام کوتاه

کتابخانه
· صوفیه از دیدگاه حضرت پیغمبر اکرم (ص) واهلبیت (ع)
·  آشنايي با علوم اسلامي 2 نقد تصوف
· دوروس اعتقاداتي
 مزدوران انگليس بخش اول
 مزدوران انگليس بخش دوم
· مزدوران انگليس بخش سوم
· مزدوران انگليس بخش چهارم
· مزدوران انگليس بخش پنجم
· مزدوران انگليس بخش ششم
· مزدوران انگليس پيوستها
· جريان هاي فكري ايران و معاصر
·  صوفيه و دراويش در بوته نقد و تحليل
· در خانقاه بيدخت چه مي گذرد؟
· ان سوي صوفيگري
· كليات شيخ بهائي
· مناظرات و مكاتبات - بخش اول
· مناظرات و مكاتبات - بخش دوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش سوم
· مناظرات و مكاتبات - بخش چهارم
· رازگشا بهين سخن و استوار
· موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ
·  عرفان اسلامی جلد اول (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)
· تصوف وتشیع
· نقدي جامع بر تصوّف ترجمه رسالة الاثني عشريّة فی الردّ علي الصوفيّة

 مقالات
· راز سلوكي مردان خدا
· بيداري سرمايه داري
· مقاله اي در رد تصوف
 تصوف در حيطه نقد
 اصحاب صفه
 تحليلي انتقادي از فرقه نعمت اللهيه گناباديه
· درآمدي بر تصوف
· بيو گرافي جناب آقاي نور علي تابنده:
· حضور آقاي مجذوب عليشاه و شيوخ برجسته در بيدخت
· برنده بيدخت كدام طيف هستند
· دور نماي تصوف در ايران
· رد سلاسل صوفيه
· ایا عشریه می تواند مکفی از خمس وزکات باشد؟
· در باري مذهب شاه نعمت الله ولي از كتاب ميراث تصوف
· بی معنا بودن هو121 از هو 110اشکار تر است
· آيا فرقه نعمت اللهي گنابادي, ريشه در تشيع دارند؟
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش اول
· گزيده اي از كتاب سرچشمه تصوف ايران تاليف سعيد نفيسي بخش دوم
· حافظ وتصوف
· مرحوم کافی وتصوف
· فرقه سازی انگلیس در ایران در مقابل آئین آسمانی اسلام
· سلفی‌گری و تصوف؛ دو روی سکه افراط‌گرایی
· جستارى در تصوف(1)
· جستارى در تصوف(2)
· جهلة صوفيه و دراويش در بوته نقد
· خانقاه
· اندیشه نقد آموزه های صوفیه از دید گاه امام صادق (ع)
· محي‌الدين و حمله مغول
· فکر صوفی در آزمون
· از فرقه دراویش گنابادیه تا شهر دارالمومنین گناباد
· محي‌الدين و جنگ‏هاي صليبي‌ بخش اول
· صوفي گري ستيز با اسلام و دشمني با پيامبر وائمه ـ 1
· لگد زدن ملاسلطان گنابادي در سه ماه گي در شكم مادر
· محی الدین و جنگهای صلیبی (بخش دوم)
· نفوذ تصوف به تشیع
· معجزه، کرامت، کهانت
· آقای نور علی تابنده يا زيد امام حسن(ع)
· پيوند غرب وتصوف
·  گامي به سوی عرفان قرآنی- ولایی
· کودتای آرام قطب فرقه صوفی گنابادی
· اهانت سایت فرقه گنابادی به امام عصر عجل الله
· معروف کرخی در کتب ومقالات فرقه نعمت اللهی گنابادی و سئوالات ما
· استعمار و ایران
· ملامتیه در بوته نقد
· در جواب وبلاگ خور شید حق
· درآمدي‌ بر ديدگاه‌ علما نسبت‌ به‌ تصوف‌
· تأملي در عرفان منهاي شريعت
· تحلیلی از تصوف با تأکید بر فرق ذهبیه
· نقش امام صادق علیه السلام در رد جریانات تصوف
· پاسخي به توجيهات عجيب صوفيه
· اخوان‌الشیاطین و رد پای فرنگیان 1
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 2
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 3
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 4
· اخوان الشیاطین و ردپای فرنگیان 5
· سامری های امت 1
· سامری های امت 2
· سامری های امت3
· سامری های امت4
· ریحانه ها زیر پا
· ریحانه ها زیر پا (۲)
· عقل، عرفان يا عاطفه؟
· بازانديشي « معنويت » در تصوف
· افشاگري هاي مهم يکي از دراويش توبه کرده؟
· آينده قطبيت وفرقه گنابادي
· تودهني محکم بچه شيعه ها به نماينده افراطي هلند
· درباره ی مكاتب عرفانی نوظهور

 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 آمار سایت
 جستجو
 وبلاگ کاربران
 ورود به سایت

تصوف ارز نگاه علما
· نظر امام خمینی درباره تصوف
· ظر ملاصدرا درباره تصوف
· نظر ميرزاي قمي:
·  مناظره اي ايت الله آقا نجفي قوچاني صاحب كتاب سياحت شرق بايكي از دراويش گنابادي


پرسش وپاسخ
· آيا كلمة تصوّف واژه اي اسلامي است يا بعداً وارد فرهنگ اسلامي شده است؟
· رهبانيت مسيحي در پيدايش تصوف در ميان مسلمانان چه نقشي داشته اند
· آيا تصوّف قبل از اسلام وجود داشت؟
· درست است كه مذهب اهل سنت بستر مناسب براي رشد تصوف است؟
· چرا خيلي از عرفاي شيعه را كسي به عنوان صوفي نمي‌شناسد؟
· وجوه اصلي تباين اخلاق، عرفان و تصوّف چيست؟
· آيا در سير و سلوك الهي نياز به راهبر و مرشد داريم؟
· آيا تصوف با رهبانيتي كه در احاديث مردود شمرده شده است سنخيتي دارد؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· اقطاب برخي از سلسله‌ها، سني مذهب هستند اين با شيعه بودن دل‌مداران آنها چگونه سازگار است؟
· حضرت امام در اشعارش كراراً عباراتي دارند كه بيانگر اين است كه ايشان تصوف را مقبول مي دانستند مثل «همچو منصور خريدار سر دار شدم» در حالي كه منصور حلاج از بزرگان تصوف بوده اند چرا به هر شيوه اي كه مي خواهيم مطلب را رد مي كنيم لطفاً توضيح دهيد؟
· در كتاب دكتر يزدي (آشنايي با علوم قرآني) در صفحه 122 چنين جمله‌اي نوشته شده صوفيه تندرو نظير ابن عربي نيز طرفدار تأويلات نامستند و بي‌محابا هستند... و در نامة تاريخي امام (ره) به گورباچف امام وي را به كتابهاي ابن عربي جهت آشنايي با اسلام سوق مي‌دهند و اين چگونه توجيهي دارد، آيا امام (ره) اشتباه كرده‌اند يا حرف كتاب صحيح نيست يا...؟
· آيا در تاريخ مي‌توان از يك درويش، قطب، مرشد، صوفي و... نام برد كه باري از دوش مردم يك جامعه برداشته باشند؟
· آيا واقعاً عده‌اي از اصحاب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ صوفي بودند؟
· آيا عشق كه ركن اصلي تصوف است با عقل سازگار است؟
· آيا مكتب تصوف قائل به پلوراليسم ديني است؟
· آيا گفته‌هاي قطب و مرشد مي‌تواند حجت شرعي باشد؟
· اگر تشيع عبارت است از قبول ولايت پس مترادف با تصوف است؟
· چرا حلول و اتحاد كه بطلانش بر كسي پوشيده نيست از اركان تصوّف قرار داده شده است؟
· آيا تصوف مثل فيدئيسم افراطي عقل‌ستيز است يا عقل‌گريز؟
· آيا چون «ولي» اسم خدا است و تعطيل‌بردار نيست بعد از ائمه ـ عليهم السّلام ـ اين ولايت بايد با قطب ادامه يابد؟
· تأويلي كه صوفيه از آيات قرآن ارائه مي‌دهند با تأويل متكلمين عدليه چه فرقي دارد؟
· اگر صوفيه عقل را قبول دارند چرا پاي آن را چوبين مي‌دانند؟
· اگر برخي از صوفيه كه ادعاي تشيع مي‌كنند راست مي‌گويند چرا اقطاب سني دارند؟
· اگر رياضت‌هاي مورد ادعاي صوفيه راهبر بودند چرا در اسلام به آنها توصيه نشده است؟
· چه نقدهاي كلي بر فرقه تصوف وارد است؟
· اگر عشق مفهوم معنوي دارد چرا صوفيه در عمل آن را به امور مادي و حتي جنسي منطبق مي‎كنند؟
· اگر غنا حرام است چرا صوفيه آن را يكي از اركان مرام خود قرار داده‌اند؟
· آيا مي‌توان گفت كه تصوف همان مفهوم زهد در فرهنگ اسلامي را دارد؟
· آيا شعر«پس به هر دوري وليّي قائم است تا قيامت آزمايش دائم است»دلالت بر جدائي تشيع از تصوف نمي‌كند؟
· چرا بيشتر قريب به اتفاق صوفيه مذهب اهل سنت دارند؟
· بزرگان فرقه صوفيه (فرقه علي شاه) حالات روحي و عرفاني عجيبي دارند، اگر اين فرقه‌ها از نظر اسلام ردّ بود نبايد چنين حالاتي به آنها از طرف خدا اعطاء مي‌شد؟
· چرا بزرگان اصحاب ائمه گرايشي به تصوف نداشتند؟
· صوفي با عارف و زاهد و درويش چه فرقي دارد كه نام خود را صوفي نهاده است؟
· تلقي احاديث از تصوف چيست؟
· چگونه است كه تصوف با همه فرقه‌هاي كلامي سازگاري دارد و در هر كجا باشند خود را تابع فرقه‌ كلامي مردم آن منطقه معرفي مي‌كنند؟

نظر مراجع تقليد
· نظرايت الله موسوي ار دبيلي
· نظر ايت الله شاهرودي
· نظر مراجع ديگر
· ايت الله نوري همداني
· نظر ساير مراجع تقليد

فیلم
· فیلمهای از دراویش گنابادی


     جستجو



     پیشنهادات و انتقادات
پیامهای گذشته   
 

 بر گزيده اي از كتاب سياحت شرق

  مناظره اي آيت الله آقا نجفي قوچاني صاحب كتاب سياحت شرق و کتاب سیاحت غرب بايكي از دراويش گنابادي



بر گزيده اي از كتاب  سياحت شرق  زندگي نامه ايت الله آقا نجفي قوچاني مناظره اي بايكي از دراويش گنابادي

ص 99 تا 107

( در ضمن كتاب سياحت غرب در كيفيت عالم برزخ و حيات پس از مرگ تاليف ايشان است)

.....و همين طور دو نفر تنها مي رفتيم تا به حدود گناباد رسيديم به ايوان كاروانسراي شاه عباسي فرود امديم رعياي ان حدود كه ملاسلطاني بودند دور ما را گرفتند خواستند ما را پابنده حضرت آقا(ملا سلطان گنابادي) نمايند.

يكي گفت غرض از اين غزل حافظ كه مي گويد:

جلوه اي كرد رخت ديد ملك عشق نداشت

                               عين اتش شد ازين غيرت و بر ادم زد

تا آن جا كه مي گويد : خيمه در آب و گل مزرعه زد

مقصود از آن حضرت آقااست نه هر بي سرپايي باشد.

گفتم : نه چنين است كه خيال كرده ايد شايد كساني باشند در عالم غير معروف كه سالها آقاي شما در نزد آنها زانوي ادب بهزمين بايد بزند براي چيز ياد گرفتن بلكه آقاي شما چون خود را اشتهار داده  وطالب مريد است هنوز تكميل نشده و در انا نيت خود باقي است و تا جبل انا نيت باقي است تطهير نشده و چون فرموده شده است:

((وجودك ذنب لا يقاس به ذنب ؛ هستي تو گناهي است كه هيچ گناهي با ان قابل قياص نيست.))

ومادام كه از خودي پاك نشود به حق راه نبايد كه فروده:

((لا يمسه الا المطهرون ؛كه جز پاك شدگان بران دست ندارند. سوره واقعه ايه 78))

بلكه ما خود را از آقاي شما بهتر مي دانيم و حال آن كه اقرار داريم كه بچه طلبه هستيم كه سالها مي بايست كه در راه علم وهدايت به در گاه معشوق زحمت و قدم بزنيم و مي دانيم كه تا ناچيزنشويم چيزي نگرديم بايد از خود فاني و به حق باقي  باشيم  ((كالحديدالمحمات ؛ مثل آهن تافته.))و آقاي شما كه به توسط شما ساعت به ساعت خود را بزرگتر و پهن تر مي كند اين چطور به مرتبه فنا رسيده و آن چه مدعي آن است كه من سرخ شده و كار آتش مي كنم دروغ مي گويد . محض گرمي حوزه و نرمي روضه است نظير فرعون رياست طلب است .

اينها چهار پنچ نفر بودن عصباني شده و جواب هم ندادند فرستادند عقب آخوندي كه داشتند و او آمد با عمامه كوچك و شاربهاي دراز بعد از سلام وتعارف پرسيد كه قصد كجا داريد .

گفتم:به قصد تحصيل به اصفهان مي رويم.

گفت:

علم رسمي سر به سر قيل است وقال

                     نه از او كيفيتي حاصل نه حال

گفتم:اين شعر مال شيخ بهايي است و لكن پيغمبر فروده :

((طلب العلم فريضهعلي كل مسلم و مسلمه و اطلبو العلم ولو بالصين؛ طلب علم بر هر مرد وزن مسلماني واجب است  علم را بجوييد حتي اگر در چين باشد.))

و مراد از علم واجب علم به شرع و ديانت است از عقايد و اخلاق و احكام فرعيه.

گفت : بلي و لكن اين اندازه مال عوام الناس است و لكن مقصود كه آن شعر خوانده شد خواص بود كه اگر بخواهند حالي برايشان پيداشود و ترقيات . مكاشفاتي حاصل شود هادي و مرشد لازم دارد به عبارت اُخري بايد داخل طريقت شوند و فقط به مسائل طهارات و نجاسات و حيض و نفاس بسنده نكند مثل فقهاي اين زمان كه خدا به امثال اينهاخطاب مي كند كه : ((ما هذه التماثيل التي انتم لها عاكفون؛ اين مجسمه هاي كه شما ملازم انها شده ايد چيستند؟سوره انبياء ايه 52 ))

گفتيم طريقت كه ديانت خواص است غير از شريعت است كه اين مال عوام الناس است اين الفاظ قلنبه را ما نمي فهميم تو ضيح دهيد چون اگر طريقت ديانتي است وراء قرآن پس كتاب ديگري براي او نازل بايد شده و نشده است و اگر در قرآن است چنان كه به عموم گفته : ((اقيموا الصلوه و اتواالزكاه؛ نماز را به پاي داريد و زكات را بپردازيد.)) نيز به عموم فرموده : ((ليعبدوالله مخلصين له الدين؛ جز اين كه خدا را بپرستند و در حالي كه به توحيد گراينده اند دين خود را براي او خالص گردانند. سوره بينه آيه 5)) ((قد افلح المومنون الذين هم في صلوتهم خاشعون؛  به راستي كه مومنان رستگار شدند هما نا كه در نمازشان فروتنند. سوره مومنون آيه 1و2)).

و بالجمله خدا به همه عوام امر فروده كه شما بايد در ترقيات خود بكوشيد و عمل به اين ديانت اسلام خالصا و مخلصا بنماييد تا شما را دوست داشته باشم و از خواص من باشيد و در جوار خود منزل بدهم .نهايت بعضي به همانطور رفتار كرده و مي كنند اينها اسمشان خواص و اولياءالله دو مومن و عارف است بعضي ها هم كاهلي مي كنند و تقصير كارند علما و عملا اينه اسمشان عوام و فاسق و جاهل و امثال اينهاست.

پس آقاي شما اولاً قبول نداريم كه از خواص و اولياء الله باشد، چون آشكار است كه دنيا طلب و رياست طلب است و خدا مي فرمايد:

((تِلكَ الدَّارُ الاخِرةَ نَجعَلُها لِلَّذيِنَ لا يُريدوُنَ عُلُوّاً في الاَرضِ وَ لا فَسَاداً‌وَ العاقِبَةُ للمُتَّقيِنَ؛ ان سراي آخرت را براي كساني قرار مي دهيم كه در زمين خواستار برتري و فساد نيستند ، و فرجام[خوش] از آن پرهيزگاران است. (سوره قصص آيه 83). )) بر فرض محال كه از خواص هم باشند خواص خيلي است انحصار ندارد به جناب آقاي شما كه بايد دنبال او افتاد بلكه از او خواص تر هم بسيار است تمام علماي عاملين از خواص هستند،‌اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهيديتم. ياران من به مانند ستارگان اند از هر كدام آنها پيروي كنيد هدايت مي شويد . و اگر اعلمي در بين باشد مثا شيخ مرتضي در دوره خودش و ميرزاي شيرازي كه تازه گي مرحوم شده است و آخوند ملا محمد كاظم خراساني(1) كه اعلميت او ثابت شده است و ما فعلاى مقلد او شده ايم عقلاً معين خواهد بود و آقاي شما وراء گفته آنها چه مي گويند كه او را قطب و مرشد مي گويند و پيروي او مي كنيد و ديگران تخطئه مي كنيد و حال انكه وراء گفته آن ها خارج از ديانت خواهد بود چون معلوم شد ديانت اسلاميه از عقايد حقه و اخلاق حميده و اعمال صالحه چيزي فرو گدار نكرده و علماً‌ هم در بيان و تبليغ آن ها  چيزي تقصير و فرو گذار نكرده اند.

. اگر وراء گفته آن ها نمي گويند آن هم يكي از آن هاست و نبايد بگوييد فقط منم مرشد كامل و اين همه آواز ها انداختن در هند و سند و مصر و شام به توسط بعضي از شياطين كه به وعده و نويد آن ها خر كرده، لزومي ندارد.

گفت: شما خيلي به صور تجري حرف مي زنيد و حضرت آقا، علما و مجتهدين نظام را هرگز بد نمي داند بلكه بار ها گفته است آن ها در رشته خودشان از خوبان و علمشان از فروع از من بهتر است بارها اگر مساله اي فرعيه از ايشان سوال شده رساله عمليه ميرزاي شيرازي را نگاه كرده و جواب مسئله را از روي رساله گفته است كه مجتهد و مقلد شما حكم غمل را ابن طور مي گويد و شما بايد به گفته او عمل نماييد حتي خاصته اند رأي خودشان را، گفته است رأي من در شريعت اعتبار ندارد.

ما ز قرآن مغز را برداشتيم 

                         پوس را پيش خران انداختيم

اگر از مغز قرآن سوال داريد كه اسم بواطن قرآن را ما طريقت و حقيقت گذارده ايم باب اين علم منحصر به در خانه ماست . چنانكه به قهقرا برگرديد به تاريخ رجوع نماييد مي بينيم كه پيغمبر و هر يك از ائمه دو نمره از اصحاب داشتند،‌اصحاب سر مثل زيد بن حارث و سلمان فارسي و علي ابن ابي طالب مثلاً‌نسيبت به پيغمبر. و ديگر اصحاب ظاهر مثل ابن عباس و ساير اصحاب. و نسبت به علي ، ميثم و كميل و محمد بن ابي بكر و امثال اين ها دسته اي بودند از اصحاب سر و ديگران طور ديگر يعني اصحاب ظاهر بودند و مثل معروف كرخي و بشر حافي و بايزيد بسطامي و غيره هم اصحاب سر بودند و زراره و ابا بصير و محمد بن مسلم و قميين در زمان امام حسن عسكري (ع) اصحاب ظاهر و چنانكه اصحاب ظاهر احكام شرعيه يداً به يد به مجتهد رسيده و مردم در تقليد پيرو آن ها بايد باشند از اصحاب باطن و سر اسرار عالم يداً به يد، به من رسيده و مردم در اسرار تصوفيه باطن بايد پيروي من باشند.

گفتيم سري و مغزي براي قرآن ما نمي فهميم الا خلوص نيت در اعمال و آن نمي شود مگر به رفض اخلاق ذميمه و تبيدل آن ها به اخلاق حميده و بديهي است كه اين مجاهدت كبري مي خواهد و رياضت ما لا كلام چنانكه فرموده: ((اليكم بالجهاد الاكبر؛ بر شما باد كه جهاد اكبر كنيد)) و ديگر حفظ امانت كبريو ولايت عظمي و مجتهد اهل بيت زهراء كه هر كه خيال انتصاب و خيانت در او نمايد مثل آقاي شما كه مدعي مقام ولايت و تصرف در بواطن است با غاصبين صدر اول، مشهور خواهد شد.

مدعي خواست كه آيد به تماشا گه راز

                                   دست غيب آمد بر سينه نامحرم زد

                                                                       (حافظ)

((و لا تقربوا مال اليتيم الا بالتي هي احسن؛ وبه مال يتيم جز به نحوي هر چه نيكوتر نزديك مي شويد. سوره انعام آيه 152))

اگر تصفيه باطن اين قلبشام مملو از حب دنيا و حب رياست است و اگر مستوري و مهجوري است اينها در اشتهار خود كوشا و در خود پرستس ساعي اند و شركي بد تر از خو پرستي نيست اگر دكان داري و بي باكي است پس بترسيد از آن روز كه:

((يوما ندعوا كل اناس بامامهم؛ ياد كن روزي را كه هر گروهي را با پيشوايان نشان فرا مي خوانيم . سوره اسرار آيه 71)) ((فانظر باي  امام اقتديت و من اي عالم اخذت؛‌ پس بنگر به چه امامي اقتدا كرده اي و كدام عالم دانش برگرفته اي))

و اين دو ساعت به غروب تا دو از شب گذشته طول كشيد بعد از آن گفتيم برويد به خانه هايتان كه ما خسته ايم و فردا هم بايد راه برويم لاكن همين قدر بي گدار به آب نزنيد لااقل با تأمل و فكر رفتار نماييد كه زحمت هايتان هدر نرود ،‌برخاستند و رفتند و هر كدام بيخ گوش خود را مي خواريد! و يا... يعني بور و منحسر بودند و متحير از اين كه اگر ادعاي اين مدعي حقيقتي دارد پس اين همه آشوب و اشتهار و فرو رفتن در امري در دنيا و لذايذ آن چرا و هيچ يك از معروفين عرفا اين طور نبوده اند و هميشه مستور و محجور و بيابنگرد بوده اند...

   1. آخوند ملا محمد كاظم خراساني معروف به آخوند خراساني از علما و فقها بزرگ در سال 1255 هجري قمريدر شهر مشهد متولد شد براي تحصيل نجف اشرف رفت و در محضر شيخ انصاري و ميرزاي شيرازي كسب علم كرد سپس حوزه درس تشكيل داد ... در انقلاب مشروطيت حكم به خلع يد محمد علي شاه داد در سال 1329 هجري قمري وفات يافت و در نجف اشرف دفن شد از جمله آثار حاشيه بر اسفار ملا صدرا و كفاية الاصول است در ضمن ملا سلطان گنابادي به حكم ايشان به قتل رسيده

             

 

 

 




 
     ورود
نام کاربری

رمز عبور

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .

     پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد
· سایر مطالب نوشته شده توسط amir52


پربازدیدترین مطلب در زمینه :
معروف کرخی


     امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 2


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


     انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب


"بر گزيده اي از كتاب سياحت شرق " | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 2 نظر شما چیست؟ | جستجو درنظرات و پیشنهادات
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

Re: بر گزيده اي از كتاب سياحت شرق (امتیاز : 0)
توسط میهمان در مورخه : چهارشنبه، 2 آبان، 1386
بسم الله با سلام خدا رو شکر که دشمنان اسلام را از احمقان قرار دادی.نمی دانم دیگر جای هیچ حرفی برای سالوس صفتان باقی نمانده است. یا علی مددی


[ ارسال جوابیه ]


Re: بر گزيده اي از كتاب سياحت شرق (امتیاز : 0)
توسط میهمان در مورخه : دوشنبه، 19 فروردین، 1387
مقاله دو قسمتی صوفی بی صفا نمی خواهم (تصوف از منظر علامه کمالی) را در روزنامه جمهوری اسلامی روزهای 17و18 فروردین امسال(شنبه و یکشنبه) ملاحظه فرمایید و در صورت صلاحدید در این قسمت از وبلاگ به نمایش گذارید. در ضمن به وبلاگ www.mojahedian.parsiblog.com نیز سری بزنید.


[ ارسال جوابیه ]





gonabad_110@yahoo.com
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005 IranNuke Premium

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.47 ثانیه