استعمار و ایران
سخنرانی حاج شیخ حسین انصاریان مسجد جامع و مصلای گناباد سال ۶۶
درباره عظمت کار وجود مقدس حضرت امام ضوان الله تعالی علیه از برادران اهل علم از طریق مقالات ، از طریق رسانه ها ی گروهی شما عزیزان مطالبی را شنیده اید ولی آنچه را که امشب به محضر مبارک برادران و خواهران عرضه می شود عظمت کار این مرد ملکوتی و این انسان الهی کمتر شنیده شده .همۀ شما با لغت و کلمۀ منحوس و پلید استعمار آشنا یی دارید .استعمار یعنی : سلطه یک قدرت بی رحم بر یک ملت مظلوم برای غارت تمام برنامه های آن ملت .این معنای استعاره است کف پای آلوده و نجس استعمار 500 سال پیش در اصفهان به زمین گذاشته شد بوسیله دو برادر جاسوس در لباس بازرگانی به نام برادران شرلی در عصر شاه عباس صفوی این شاه ستمکار که به غلط چهره خوبی معروف شده این دو برادر را با کمال میل پذیرفت و روابطی هم بوسیله این دو برادر با دولتهای مسیحی زمان خودش برقرار کرد و آنقدر به اینها محبت کرد که در شب ولادت امام عصر (عج ) برای تماشای چراغانی بازار شاه مسلمان مملکت دست یکی از این جاسوسان آلوده را در دست خودش گذاشته بود و در بازار به گشت و تماشا مشغول بود . این دو برادر از طرف دولتهای غربی مأموریت داشتند در مملکت ما جاسوسی کنند ،برنامه های کشور ما را بشناسند ، از آئین ما خبر دار شوند ، از وضع ملت ما آگاه بشوند ، منطقه را از نظر سوق الجیشی بررسی کنند و به گرگان خطرناکی که در لباس دولتهای خارجی بودند گزارش بدهند ،البته این اولین و آخرین گزارش نبود . به دنبال این جاسوسان خطرناک برای بلعیدن این لقمۀ چرب جاسوسان دیگری هم از کشور فرانسه ، پرتغال و بلژیک به کشور ما آمدند و روی هم رفته در طول 200 سال دو جنایت بزرگ در مملکت ما روا داشتند یکی این بود که بین دولت های صفوی و دولت عثمانی دو به هم زنی کردند و در این دو به هم زنی یک جنگ 200 ساله بین ما مسلمانها و بین برادران مسلمان در مملکت عثمانی تحمیل کردند که نتیجۀ این جنگهای 200 ساله هم ضعیف شدن نیرو های ما بود و هم ضعیف شدن نیرو های آنها و ریخته شدن خون بسیاری از مسلمانها بود و به هدر داده شدن اموال بسیاری که حسابش دست کسی نیست . جنایت دوم شان هم این بود که وجب به وجب خاک ما را و وضع ما را و برنامه های ما را ارزیابی کردند و همراه با یک سلسله پرونده های مفصل به دست اربابن خارجی سپردند . این قدردر ارزیابی وضع ما دقیق بودند که من برای نمونه یک کتاب از ارزیابی های این دشمنان خطرناک را راجع به فرشهای ایران را که در انگلستان چاپ شده بود و خود من این کتاب را دیدم براتون عرض می کنم اصل این کتاب در کتابخانه لندن است که جنب موزۀ بیریستیش است واین کتابخانه شاید 70 % از کتابهایش مربوط به شرق باشد و این قدر هم وسیع و بزرگ است که اگر قفسه های لین کتابخانه را در آورند و سر هم ببندند از هزارکیلومتر بیشتر می شود ؛ یعنی از مشهد تا تهران فقط طول قفسه های این کتابخانه است که رئی همدیگر چیده شده است ، یکی از آن کتابهاش همین کتاب است که من خودم دیدم . عکس تمام فرشهای مناطق مختلف ایران در این کتاب بود و خصوصیات این فرشها را نوشته بودند فرش بافته شدۀ در محولاته اینهائی که میگم تو اون کتابه بافته شده در ترکمنه ، بافته شدۀ درخراسانه ،بافته شدۀ درتبریزه ، بافته شدۀ درنائین و قم و اصفهان و خرم آباده و زیر هرفرش هم عمرشو نوشته .این فرشی که بافت خراسانه 925 سال می تواند عمر کند دلیلش هم پشم گوسفندای خراسانه و دلیل عمر این پشم هم مربوط به آب منطقه خراسانه ، مربوط به خاک منطقه خراسانه ، مربوط به علف منطقه خراسانه .از فرش ما ، از از عقاید حتی از تمام انواع قصه ها و داستانهای ما ، فالهای ما ، روابط ما و وجب به وجب خاک ما را در این کتاب ها منعکس کردند . شما اگر بخواهید بدانید که این جاسوسان مملکت ما چقدر در امور ما در ارزیابی دقت کردند باید این 8 جلد کتاب سیاسی روابط ایران و انگلیس در قرن 19 نوشته
محمود را بخوانید . من مطالعاتی که در این زمینه داشته ام به این نتیجه رسیده ام که اینها 4 مسئله را برای اربابان خارجی گزارش داده اند : یک مسئله دربارۀ نیروی ملت اسلام ،یک مسئله معاونی است که در ممالک اسلامی وجود دارد ، یک مسئله دربارۀ قرآن کریم و یک مسئله هم دربارۀ روحانیت اصیل اسلام که آنها به عنوان معلمین قران گزارش دادند که جمعیت مسلمان ها در مناطق گوناگون یک چنین جمعیت و رشد همه جانبه این جمعیت را باید جلوگیری کرد ، برای اینکه اگررشد همه جانبه شان مخصوصاً رشد فرهنگیشان جلوگیری نشه ما ارئپائیها باید برویم و پشت سیم های خار دار زندگی کنیم .این گزارش یک افسر عالی رتبه انگلیسی است که به لندن گزارش میدهد :
(( اگر چنانچه بگذاریم این جمعیت زیاد در تمام جوانب حیات رشد پیدا بکند و عقل کاملی پیدا بکند ،اندیشه سیاسی و جهانی پیدا بکند یک دولت در عالم تشکیل می شود به نام دولت اسلام . ما یا باید نابود شویم یا اگر اجازۀ زندگی داشته باشیم عین حیوانات پشت سیم های خاردار))این یک گزارش ، گزارش دیگر دربارۀ (( معاون که تمام معاون ها را تا زمان حکومت شاه ارزیابی کرده از 500سال پیش گزارش دادند به ممالک خارج و مخصوصاً به دول قلدر ، زورگوو استعمار گر که اینها سرزمین هاشون انبار ثروته، انبار نفته ، انبار طلاست ، انبار مسه ،انبار آهنه ، دارای جنگلهای زیادی هستند ، خاکهای قیمتی دارند ، سنگهای قیمتی دارند تمام این مسائل تو کتابهای خارجیها هستش که خود من هم خوندم . من در یک سفری که در اروپا بودم یک مقدار از وقتمو خرج کتابخانه ها کردم و خرج تماشای کتاب هائی که در زمینه های گوناگون نوشته بودند . )) و اما گزارشی که دربارۀ قران دادند این بود که : (( تا این کتاب در بین مردم است تسلط به این مردم ، تسلط به معدن های این مردم ، تسلط به آب و خاک این مردم امکان ندارد چرا ؟ چون قران مجید شفای هر دردیه "نُنَزِّلُ من القُرانَ ما هو شِفاءُ و رحمتهِ " چرا که در حرفهای این کتاب هیچ شکی نیست . "ذلکَ الکِتابُ لا رَیبَ فیهِ " و " یُخرجُهم مِنَ الظُلماتِ الیَ النور"چرا که این کتاب را امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند : اَرسَلُهُ علی حینِِ فطرةً من الرُسُلِ و طولِ رجعةٍ منَ الاُمم و الانتِقاصٍ من المُبرم .فجائَهُم بتصدیق الذی بینَ یدی و نور ال بذلکَ القران فَستَنطِقوه ولن ینطقَ و لکِن اُخرِجُکُم عنه الا انَّ فیه عِلم ما یطعی / امیر المؤمنین می فرماید : این قران مغز انسان را تا اعماق آینده آگاه می کند و "الحَدیثُ عینَ المافی " این قران انسان را از تمام گذشته های زمان خبر دار می کند " و دِواءِ دَردِکُم " این قران همۀ درد های سیاسی اقتصادی ، اجتماعی مردم را دوا می کند " و نَظم ما بَینَکُم " این قران به جامعه یک نظام عالی حیاتی می دهد مافوق تمام نظامها .
یک گزارش هم این بود که : (( باید این ملت مرد وزنشان از قران مجید جدا بشوند ،البته در گزارششان نوشتند قران مجید را نمی شود از خانه ها جمع کرد ، قران مجید باشد ولی مردم قران را نفهمند ، قران مجید باشد ولی مردم قران راخبر نشوند ، قران مجید باشد ولی مردم قران را برای مرده ها بخوانند و برای تبرک باهاش سر و کار داشته باشند .اما دیگه از احکام قران اطلاع نداشته باشند یک وقت مسلمانها بیدار این آیه نشوند "لا تَتَّخذُ الیَهودُ و النصاری اولیاء " یک وقت بیدار این آیه نشوند که پروردگارمی فرماید : " لن یجعل ِ الله للمؤمنینَ علی الکافِرین سبیلا " یک وقت بیدار این آیه نشوند " واعتَصَموا بحبل الله جمیعاً " چون اگر قران را بفهمند ما را می فهمند و اگر قران را نفهمند ما را نمی فهمند .اگر قران مجید را بفهمند خط استعمار را می فهمند ، اگر قران را نفهمند ((نه)) ما را با آغوش باز قبول می کنند .))
و گزارش دیگر هم راجع به (( معلمین قران بوده ، معلمین قران یعنی روحانیت اصیل شیعه و روحانیت واجد الشرایط ؛ یعنی روحانیت پاکدامن ، روحانیت ورع دار ، روحانیت زاهد ، روحانیت دلسوز ، روحانیتی که می خواهد قران در متن زندگی مردم باشد ، روحانیتی که می خواهد نگذارد ملت و مملکتشون مانند یک لقمۀ چرب در دهان گرگ استعمار بیفتد . از همون زمان شروع کردند به شکلهای گوناگون روحانیت را کوبیدن .با ساختن روحانیون قلابی شروع کردن روحانیت را کوبیدن ، با جدا کردن نسل جوان از روحانیت شروع کردن روحانیت را کوبیدن .
کار کوبیده شدن روحانیت به جائی رسید که کراراً جلو چشم ملت روحانیون واجد الشرایط کشته شدند صدای کسی در نیامد ، زندان رفتند صدای کسی در نیامد ، تبعید شدند صدای کسی در نیامد . اوج مخالفت با روحانیت زمان رضا خان بود که دیگه استعمار قند تو دلش آب می کرد در بسیاری از مناطق مأمورین رضا خان روحانیون واجد الشرایط را گرفتند ، محاسنشون رو تراشیدند . شهربانی زمان رضا خان بلایی نبود که به سر آنها نیاوردند و مردم را هم یک جوری عادت دادند که روحانیت را مسخره کنند ، اینها را قدیمی بدانند ،اینها را مانع ترقی بدانند و جوری شده بود که آخوندها را سوار ماشین نمی کردند و می گفتند اگر روحانی سوار ماشین بشود ماشین خراب می شود در حالی که موتور ماشین و بساط ماشین ارتباطی به شخص نداشت . یک نفر از تهرانیهای خود ما که پیر مرد شده بود تعریف می کردو گریه می کرد می گفت من داشتم از شاهرود می آمدم طرف سبزوار وسط کویر یک مرتبه دیدم یکاخوندی نشسته داره چیزی می نویسه تازه هم ماشین خریده بود ، شاید تو تهران 50 نفر ماشین نداشتند به راننده ام گفتم نگه دار ، راننده ام نگه داشت ، چون مذهبی بودم متدین بودم خیلی از ایشون احترام کردم وسوارش کردم ، بغچه اش را گذاشتم تو ماشین و گفتم این جا چیکار می کنی ؟ گفت :ماشین خراب شد منو پیاده کردن و ماشین را درست کردند و رفتند ، گفتم آقا شما کی هستید ؟ گفت من عباس قمی ام . یک خورده دیگه اومدیم جلوتر بیشتر با او آشنا شدم دید وجود مقدس حاج شیخ عباس قمی [ صاحب مفاتیح الجنانه] می گفتند اینا در زندگی شومند ، می گفتند اینا نباید تو زندگی باشند .)) این هم یک گزارش بر اساس همین گزارشها بود که استعمار شروع کرد در ممالک اسلامی به کار کردن و فعالیت کردن . می دونید دیگه نتیجه فعالیتشون این شد که دولت بسیار با قدرت صفویه ضعیف شد ، به قدری ضعیف شد که محمود افغان این دیوانه خطرناک با یک حمله ایران را گرفت ، با یک حمله اصفهان را گرفت و تو اون حمله وادار کرد سلطان حسین صفوی را که تاج سلطنت را بردارد و روی سر محمود افغان بگذارد . تو حمله افغانیها به ایران در اواخر صفویه چقدر فیلسوف کشته شد ، چقدر فقیه کشته شد ، چقدر دانشمند کشته شد ، چقدر امام جماعت در اصفهان و تو که برای مردم به درد خوربودند کشته شدند . چند شبانه روز در اصفهان قتل عام بود . این یک محصول کار استعمار.
در این گیرو دار هم از درگز خراسان پسر یک پوستین دوز که بی سواد بود ، بی خبر بود ، بدون علم بو ، حتی در کتابهای زمان شاه نوشتند یک مقدار از عقل کم داشت ؛ این مسلط بر مملکت ما شد به نام نادر قلی میرزاو اگر تعجب نکنید طبیب مخصوص نادر تو سفر تو هندوستان در مناطق ایران در لشکر کشی هائی که داشت در ایام خوشی و نا خوشی یک مسیحی خارجی بود به نام " بازن " که این بازن از اون جاسوسهای درجه یک استعماری بوده که یک کتاب هم داره ، احوالات ایرانیان و مملکت و دولت نادر را نوشته و از طریق همین ها مرتب نادر افشار تشویق به جهانگردی می شد . در زمان نادر هم قسمت زیادی از نیروی انسانی و مالی مملکت ما صرف جنگهای بیهوده شد . ملت را کشید تا دهلی ، ملت را کشید تا نزدیک شوروی ، ملت را کشید در مناطق بسیار دور دست ، چقدر از این ملت کشته شدند خدا می دونه و به جای اینکه اون زمان این همه ثروت خرج علم و خرج فرهنگ و خرج سیاست صحیح و خرج نظم و خرج قدرت دینی بشود فقط خرج کشتن و کشته شدن شد . تا بعد از مردن نادر یک قدرت کمی حدود 40 روز یک دیوانه تر از خودش به نام عادل شاه در مشهد به تخت سلطنت نشست . فرزند خودش هم رضا قلی میرزا به دست خودش کور شده بود یک مقدار ملوک الطوایفی شد و جنگ های زیادی بین کسانی که مدعی سلطنت بودند تا در این وسط یک لرملایری به نام کریم خان زند برنده شد .
کریم خان هم در تمام مملکت این قدر کشت تا بتواند تخت را به دست آورد .حالا این زمان زمانی است که اروپا داره بیدار می شه ، زمانی که اروپا داره از نظر علمی میره بالا ، زمانی که یواش یواش انگلستان قدرت بخارا را داره کنار می ذاره و داره می ره سراغ نیروی الکتریسیته و نیروی گاز ، زمانی که داره صنعت در اروپا یواش یواش اوج می گیره اینجا فقط آدم کشی بود و بعد از آروم شدن مملکت ، مملکت تبدیل شد به یک مملکت خوش گذرون ، کریم خان اومد شیراز (دیگه خسته شده بود ) دستور داد ملت ایران تا من زنده ام ، خوش باشند ، فحشا ، منکرات ، مشروب خوری ، فساد در زمان کریم خان زند در مملکت ما بیداد کرده بود . روی دشمنی که کریم خان با حسن خان محمد حسن خان قاجار داشت و او را کشته بود ، بچه هاشو آورده بود شیراز ، آقا محمد خان را پیش خودش پرورش داده بود . وقتی کریم خان سرش را گذاشته بود زمین ، این بچه پدر کشته یک نیروی مهمّی را برای خودش آماده کرد و آمد برای گرفتن ایران ، تا آمد با لطفعلی خان زند جنگید و هزاران نفر را در نطقه یزد و کرمان و بم کشت ، هزاران نفر را زنده زنده چشماشضون رو در آوردو حمله به گرجستان کرد ، حمله به مشهد کرد ،حمله به دامغان کرد ، دو مرتبه حمله به گرگان و مازندران و استراباد . بقیه نیروی مملکت ما خورده شد ند ،آقا محمد خان دیوانه را تو تختخوابش کشتند .حکومت رسید به فتحعلی شاه قاجار ، حالا زمانیه که انگلستان ، فرانسه ، شوروی، سه تاییشون کمربند وار مملکت ما را گرفتند و یک دایره در این مملکت کشیدند ، وقتی که به قول بچه های ایران گرگ خطرناک استعمار گل بگیره اما در این میان فتحعلی شاه یک نخست وزیر بیدار یک نخست وزیر بینا یک نخست وزریر بابینش پیدا کرد به نام میرزا ابراهیم خان کلانتر اهل شیراز بود .عجیب هم آدم فهمیده ای بود انگلستان داشت دولت ایران را انگولک می کرد با روسیه بجنگد .روسیه هم قوی شده بود . میرزا ابراهیم خان صلاح نمی دید با اشاره سفارتهای بیگانه میرزا ابراهیم خان بیدار بینا را که دیگه هیچ جنگی را به صلاح ایران نمی دید و می گفت ما باید از نظر فرهنگی رشد کنیم تبعید می کنند به قزوین .خودش و زن و بچه اش و نوه هایش را تمام به دستور فتحعلی شاه می کشند و یک نخست وزیر را سر کار می گذارند .به نام میرزا شفیع مازندرانی یک آدم صد در صد بی سواد که در زمان همین میرزا شفیع مازندرانی بود که ما 2 تا جنگ با مملکت روس که جنگ اولمون که به سرپرستی عباس میرزا بود که قبرش مشهد تو دارالسیاده است ،با شکست افتضاح آمیز ایران روبه رو شد ، نتیجه اون جنگ هم عهد نامۀ گلستان .
چون روحانیت اصیل دخالت آنچنانی نداشت امضا کردیم که یک قطعه بسیار مهم مملکت در شمال کشور با زنانش با مردانش با جووناش به روسیه ببخشیم و پنج میلیون تومان اون روز غرامت جنگی بدیم . نه نیرو داشتیم نه پول داشتیم با این ضعفی که داشتیم مجبور بودیم گرگ هر گوشتی که بخواد بهش بدیم .می گفت بالای ارس را می خوام میدهیم ، گنجه را می خوام می دهیم ، تفلیس را می خوام می دهیم ، ارس باران را می خوام می دهیم . جنگ دومی هنوز
عهد نامۀ گلستان خشک نشده بود تحمیل شد که منجر به عهد نامۀ ترکمنچای شد . تمام قفقاز را با ناموس اسلامی جوونا و مردم دادیم به روسیه ، تمام قفقاز یعنی به اندازۀ یک سوم مملکت .فتحعلی شاه با 900 زن و نزدیک به 2000 اولاد در سن 64 سالگی در اصفهان بقه جهنم رفت . می دونید 900 زن و نزدیک 2000 اولاد چقدر خرج داشته !
می دونید وقتی امام در این 10 ساله سر و کار بودند تو تلویزیون دکترا گفتند : (( دکتر فاضل و دکتر عارفی )) بیشتر شبهای این 10 ساله را یک ذره نون پنیر خورد .900 زن هر زنی کاخ می خواست ، می گفت من ملکه ام ، بچه هاش پول می خواستند ، خارج می خواستند ، رفت وآمد می خواستند ،این قدر تو مملکت ما از خود ما جاسوس درست شده بود برای یک مقدار پولی که استعمار می داد این قدر هم جاسوس از اونا ریخته بودند که دولت ما دولت نبود . که از زمان میرزا شفیع مازندرانی حکومت افتاده بود دست 3 تا سفارتخانه انگلستان – روس – فرانسه . عهد نامه ای که نوشته بودند ، نوشه بودند اگر عباس میرزا زنده نبود پسران بلا فصل فتحعلیشاه شاه نشوند نوۀ فتحعلی شاه پسر عباس میرزا ، محمد شاه بشه شاه و طبق قرارداد ایران و روسیه محمد شاه که در تبریز بود به تخت سلطنت نشست . یک وزیری داشت ایشون اول کار به نام قائم مقام که درد مرد می دونست ، گرگ بودن استعمار را می دانست ، جنایت خارجیها را می دانست ایشون اومد این مملکت را درست کند 8 ماه بیشتر سر کار نبود که در خیابان لاله زار در باغ نگارستان به اشاره سفیر انگلیس به امضاء محمد شاه قاجاریک پارچه دور گردنش کشیدند ، از دو طرف کشیدند و خفه اش کردند . 14 سال مملکت ما افتاد دست حاج میرزا آقاسی ایروانی ، یک درویش گاو میش پست بی سواد ضعیف زبون جبون خائن که در این 14 سال انگلیس و روس در وزارت این با مملت چکار کردند .فقط وفقط برادران و خواهران خدا می تونه حسابشو دراره . یک کارشون در زمان حاج میرزا آقاسی ساختن بهائیت بود ، بهائیت ولادتش مال زمان حاج میرزا آقاسی بوسیله رالغورکی سفیر روسیه که این بهائیت از زمان ولادتش تا شب 22 بهمن سر شما ملت و دین مملکت و ناموس چی آورد . فقط تو کامپیوتر خداست که اینها چکار کردند .هیچ کس نمی داند ، هیچ کس نمی داند ،کسی خبر نداره بهائیت در دین و اقتصاد و اوضاع این مملکت چه دخالتی داشت بهائیت ای کاش بهائیت تنها بود بهائیت بود بعلاوۀ حزب صهیونیزم بین المللی مسئلۀ بهائیت تنها نبود ، بهائیت بود بعلاوه حزب صهیونیزم شما میدانید زمان هویدا که خودش بهایی بود . چند تا از وزرا بهائی بودند می رسیم .محمد شاه در قصر محمدیه شمران مریض شد به مرض نقرص شرّشو کند . در سن 18 سالگی ناصر الدین شاه به تخت سلطنت نشست . با نخست وزیری میرزا تقی خان امیر کبیر که میلیون ها بار رضوان الله تعالی علیه میرزا تقی خان این مرد روشن ، این مرد بینا ، این مرد متفکر ، این مرد الهی ، این مردی که زیارت عاشوراش ترک نمی شد ، این مردی که قوی ترین جرقه استعمار در قرن 13 علیه استعمار بود متأسفانه 3 سال و دو سه ماه بیشتر سرکار نذاشتن بمونه . سفیر انگلیس ((شیل )) با مادر ناصرالدین شاه که یک زن بد کاره بود با میرزا آقا خان نوری ملعون که ورقه تحت الحمایگی از انگلستان داشت و جاسوس انگلیس بود میرزا تقی خان را از کار انداختند فرستادند کاشان ، در حمام فین کاشان 40 روز هنوز از تبعیدش نگذشته بود دستشو زدند و زنده زنده او را به گور کردند . اونی که خودم در آرشیو وزارت خارجه انگلستان دیدم براتون بخونم .
خدایا تو شاهد باش که این حرفها همش راسته من با چشم خودم دیدم اونی که تو آرشیو وزارت خارجه لندن خود من دیدم اینه وزارت خارجه انگلستان نوشته :
اگر ما (خوب دقت کنید) ، اگر ما می گذاشتیم امیر کبیر 10 سال سر کار باشه ایران الان از 100 سال ژاپن جلوتر بود ولی کشتند او را چون : حکومت دست دولت نبود ،حکومت مال سفارت انگلیس بود.بعد از او 6 سال میرزا اقا خان نوری سر کار اومد.من جنایت و الودگیهای این مرد را توی منبر نمیتوانم بگویم. سیاستمداران بی دین تو کتاباشون نوشتند.من دارم کتاباشو سیاستمدارای بی دین نه سیاستمذاران دیندار.نویسندگان بی دین یک وقت یک دیندار این مطلب را مینویسد خیلی برامون مهم نی اما بی دینا نوشتند مثل خان ملک ساسانی ،مثل دکتر مهدی بهار، مثل محمود محمود،اینا دین و ایمانی نداشتند.اینا فقط سیاسی بودند.نوشتند از زمانی که ایران بوجود امده تا الان مملکت ایران خائن مثل میرزا اقا خان نوری ندیده میدونید چی بوده،میدونید چی بود 6 سال چیکار کرد ،کارشو براتون بگم:در زمان امیر کبیرنقشه های موجود در نقشه جغرافیای دنیا ما جایی به نام افغانستان،افغانستان خاک ایران بود این را میرزا اقا خان نوری به انگلستان بخشید.اولین کسی که مشروب خوری را علنی کرد میرزا اقا خان نوری بود، اولین کسی که غرب زدگی را علنی کرد میرزا اقا خان نوری بود.میرزا اقا خان نوری بود و بعد از به درک رفتن او که که در قم سقط شد و همون جا هم دفنش کردند.میرزا حسین خان سپهسالار قزوینی سر کار اومد که جنایات او را فقط در تاریخ باید ببینید مخصوصاً امتیازی که به انگلستان داد حالا دیگه تمام مملکت ما دست خارجه گلوله میرزا رضا خان به خیال اینکه قلب خوکی مثل ناصرالدین شاه را بشکافد کار را تمام میکند.اما او که کشته شد متاسفانه اب از اب تکان نخورد انقلاب شد مظفر قاجار امد سر کار شاه مریض ،علیل،ترسو ،استعمار زده،مفتخوری کرده در مدت سال در تبریز با وزارت کی؟ عین لدوله !که جنایات این دو نفر عاقبت انقدر قوی شد که انگلستان ترسید ،اساس استعمار در اینجا به هم بخوره به قول بچه ها که میگن دریچۀ اطمینان ، سماور که قلقل می جوشه یک دریچه کوچک رو درشه که بخار را رد کنه سماور راه نیفتد ، برای اینکه ملت راه نیفتد . از سفارت انگلستان مشروطه را در آوردند .بازیگران مشروطه یکیشون شیخ ابراهیم زنجانی این کسی که لباس روحانیت را دزدیده بود ،بود .چون بودند کسانی را دزدیده بودند ،تو لباس بودند ، اما روحانی واقعی نبودند . رئیس شهربانی قم اون وقتها که امام طلبه بود می امد پیش شیخ حاج عبد الکریم حائری استاد امام و مرجع تقلید آن زمان . میگه آفا یه آخوندی دیشب رفته دزدی کرده ایشون می فرماید : آخوند یعنی با عبا و عمامه ؟ می گه : بله با عبا و عمامه . میگه ورش دار بیار ببینم .می رند از شهربانی آخوند رو می آرند ، آشیخ عبدالکریم بلند می شود یک بقچه پهن می کند عمامۀ آخوند رو بر می داره می ذاره تو بقچه ، عباشو ور می داره ، قباشو در می آره ، تا می کنه ،بقچه رو می بنده می ذاره بغل دست خودش ، به رئیس شهربانی می گه لباس ما را هم دزدیده بود . ما لباس خودمون رو گرفتیم شما هم مال مردم رو بگیر و بهشون بده . شیخ ابراهیم دزد و تقی زادۀ بدتر ازسید علی محمد باب اینها شدند . کارگردان مشروطه و نتیجۀ مشروطه این شد که ت. میدون توپخونه ، مرجع تقلید شیعه مرحم آیت الله العظمی حاج شیخ فضل الله نوری را به دار کشیدند و مردم کف زدند ، امروز شما ده میلیون رفتید زیر جنازۀ مرجع تقلیدتون که بیدار شدید پدران استعمار زدۀ ما باشهید شدن مرجع تقلید پای دارش کف زدند ، نقل پخش کردند ، چراغانی کردند . شما فرق امروز را با دیروز ببینید ، فرق خواب بودن و بیدار بودن را ببینید . جرم آشیخ فضل الله چه بود ؟؟ آشیخ فضل الله جرمش این بود که می گفت ما مجلس انگلیسی نمی خواهیم ، مجلس شورای اسلامی می خواهیم . اولین کسیکه اسم اسم مجلس شورای اسلامی را آورد او بود ، گرفتند دارش زدند دم توپخونه . 73 سال تموم بعد به دار رفتن شیخ تو همون توپخونه ، روز 13 رجب هم به دارش زدند ، روز ولادت امیر المؤمنین شیخ را به دار کشیدند ، همون ساعتی که آ شیخ فضل الله را به دار زدند روز 13 رجب حدود 10 صبح
من خودم بودم ،سر 10 صبح همون نزدیک دار آشیخ فضل الله . مجلس شورای اسلامی به رهبری حضرت امام افتتاح شد همون روز و همون ساعت او شهید شد ولی هدفش از بین نرفت،مظفرالدین شاه محمد علی شاه امد سر کار جنگهای داخلی شد ، مرد ، احمد شاه بچه را اوردند سر کار عضدالملک قاجار را کردند نایب السلطنه او هم زود مرد ناصر الملک انگلیسی شد نایب السلطنه ، ارتش افتاد دست یک بی سواد سواد کوهی مازندرانی احمق که اسم خودش را بلد نبود بنویسه به نام رضا خان اینجا دیگه انگلیسیها دست و پا کردند که سلطنت قاجاریه را از بین ببرند و شاه رضضا خان بشود ،رضا خان شاه شد وزیرش عتی منصور شد چه خائنی ،وزیرش حکیم الملک شد چه خائنی،وزیرش چه خائنهایی محمد علی فروغی شد یک کار رضا خان که انگلستان گفته بود اگر شاه شدی باید انجام بدی بی حجابی بود.استاد حضرت امام ایت الله شاه اباد تهرون در منبر می فرمودند پدرلن ما نقل میکنند من یادم نمیاد ایشان را همهم 7 سال پیش ایشون درس خونده بود .ایشون رو منبر میگفت ی حجابی در مملکت ما کمر 124هزار پیغمبر و 12 امام را شکست.این یک کار رضا خان و روز رفتنش هم 16 میلیون دلار میدونید که 40 سال پیش بیشترسال 20 بود الان سال 68 است 48 سال پیش روزیکه از مملکت انگلیسیها خواستند ببرنش 16 میلیون دلار پول از این مملکت برد به اضافه اینکه بیشتر مازندران و گیلان و جاهای خوب هم به نامش شده شما گنابادیهای عزیز بی حجابی را یادتون نمیاد پیرمردها ،مشهدیا ،تربتیها،شهربانیهای اون زمان یادتونه با مادر شما جه کردند یادتونه چادرا رو با موهاشون کندند یادتونه چه باتونهایی بهشون زدند یادتونه مرحوم مدرس را که جلو رضا خان واستاده بود روز 27 رمضون افطار نکرده تو کاشمر 2تا پاسبان از پاسبانهای طاغوتی رضا خانی خفه اش کردند یادتونه یادتونه حاج میرزا صادق اقای تبریزی را رضا شاه چه جوری کشت یادتونه حاج اقا جمال اصفهانی را چه جوری کشت یادتونه ایت الله شاه ابادی را چه جوری دق مرگ کرد یادتونه مرحوم اشیخ مصطفی بافقی تو حرم حضرت معصومه چقدر کتک زذ و زیر چکمه لهش کرد اورد و تهرون کشتش یادتونه پیر مردا یادشون تا حکومت رسید به پسرش یادتونه پسر رضا خان جه کرد یادتونه 4سال 7 میلیون پسر و دختر ما زیر دست وزیر اموزش و پرورش شاه یک زن بهایی رابطه دار با صهیونیسم بود یادتونه 14 سال هویدای بهایی ، پدر مادر بهایی ، پدر مادر بزرگ بهایی،در این مملکت چه کار کرد یادتونه سینما ها را یادتونه کاواره ها را یادتونه مجلس شورای ملی را یادتونه که سفارت انگلیس صورت به شاه میداد اینا باید بیان تو مجلس .یادتونه امریکا از 28 مرداد که مرحوم کاشانی را نابود کرد واب صفوی را اعلام کرد سید عبدالحسین واحدی را کشت.ذوالقدر را اعلام کرد یادتونه از 28 مرداد تا شب 22 ب