تحلیلی از تصوف با تأکید بر فرق ذهبیه
حسین دزفولی
مقدمه
تبیین و تحلیل عرفان و تصوف ساحت های مختلفی دارد که به نظر نگارنده، همین ساحت های مختلف فرقه های صوفیه ، زوایای بحث را پیچیده کرده است. حکمت این پیچیدگی، کثرت و تنوع فرقه های تصوف است؛ به گونه ای که گاه با درگذشت یکی از اقطاب صوفیه، سلسله های گوناگونی از آن فرقه زاییده می شد و شناخت آراء عقاید و مناسک این فرقه ها را دشوار می ساخت. بحث پیرامون فرقه های صوفیه از دو جهت دارای حساسیت و اهمیت ویژه ای است: نخست آن که این فرقه ها در جوامع اسلامی، بسیار متنوع و تاثیر گذارند؛ به همین دلیل ، داوری یکسانی هم نمی توان بر آن داشت و لازم است با دقت و بدون پیش داوری آن ها را گزارش و توصیف کرد و سپس به تجزیه و تحلیل آن ها پرداخت. جهت دیگر اهمیت و حساسیت فرقه های صوفیه این است که فرقه های صوفیه موجود در جامعه معاصر ایران با
((117))
پاره ای از مبانی فکری جمهوری اسلامی یعنی عقلانیت اسلامی که از اسلام ناب به دست می آید، در تعارض است. توضیح مطلب این که به طور کلی، در کشور ما در حال حاضر سیزده جریان فکری فعالیت می کنند که دوازده مورد از جریان های معاصر (با تنوع فراوان میان آنها ) با عقل گرایی اسلامی و مبنای فکری جمهوری اسلامی چالش دارند. جریان عقل گرایی اسلامی مولفه های معرفت شناختی (موجه دانستن چهار منبع شناخت یعنی؛ حس و تجربه، عقل، شهود و وحی و اعتقاد به امکان و معیار معرفت و تاکید بر رئالیسم)، و انسان شناختی (نفی اومانیسم و اعتقاد به کرامت انسان و رساندن او به مبدأ المبادی و غایه الغایات یعنی خداوند سبحان ، بوسیله دین الاهی و پیامبران آسمانی)، هستی شناختی (حاکمیت فقه و اخلاق اسلامی و حداکثری دانستن آن ها ( استقرار یافته است؛ اما ده جریان چالش برانگیز در مقابل جریان عقل گرایی اسلامی قرار دارد که در چگونگی و گستره چالش های آن ها تفاوت فراوانی وجود دارد. برخی از این جریان ها در اندیشه و تفکر و دسته ای در بعد فرهنگ اسلامی با جریان مذکور چالش خود را آشکار می سازند. این جریان ها ی ده گانه عبارتند از: جریان های خرده فرهنگ ها، شیطان پرستی، فمینیسم ، هاید گری ها، روشنفکری تجددگرا ، سنت گرایی، تجدد ستیزی، مکتب تفکیک، بهائیت و جریان تصوف گرایی ((1)) که جریان اخیر به دلایل پیشگفته اهمیت ویژه ای دارد. به همین لحاظ لازم است به این نکته توجه شود که تصوف گرایی در جامعه معاصر ما به سه گرایش تقسیم می شود:
الف. عرفان و تصوف سرخ پوستی: که دون خوان، سرخ پوست آمریکایی، آن را مطرح کرد. از نویسندگان معروف عرفان سرخ پوستی، آقای پائولو کائیلو است که کتاب هایی به صورت رمان مانند: ((اعترافات یک سالک)) و ((سفر به دشت ستارگان)) نگاشته است. وی در این کتاب ها به ترویج این نوع عرفان می پردازد. عرفان سرخ پوستی بر خلاف عرفان نظری اسلامی که نوع هستی شناسی است، به مباحث نظری و اصطلاحات تخصصی مانند: هویت غیبیه، تعینات، تجلیات، نفس رحمانی و ... نمی پردازد و خود را با زندگی انسان ها پیوند می زند و از صلح، معنویت، دوستی و عشق سخن می گوید. ((2)) عرفان سرخ پوستی با بهره گیری از روانشناسی جدید و با عبارت ها و دستورالعمل های کوتاه و جذاب و همراه با رویکرد دین گریزی، مخاطبان خود را فرا می خواند.
((118))
ب. عرفان شرقی: مانند آیین هندو، تائو و بودیسم که با رویکرد ساده و عقل ستیزانه یا عقل گریزانه ((3)) به میاحث انسان شناسانه و سالکانه می پردازند و از مباحث هستی شناسانه بیگانه اند.
ج. عرفان های بومی: فرقه های صوفیه معاصر به قدری متنوعند که ارائه تعریف یکسانی از آن ها غیر ممکن است؛ اما وجوه عامی نظیر گرایش به فقه ستیزی و مرجع ستیزی ( با وجود تفاوت مراتب در این ویژگی) را دارا هستند؛ حتی فرقه هایی مثل ذهبیه و نعمت اللهیه گنابادیه که تقلید از مراجع تقلید را اظهار می کنند، در موارد تعارض میان فتوای قطب با مرجعیت، دیدگاه قطب را بر فقیه و مرجع تقلید مقدم می دارند و اما فرقه های فعال جامعه معاصر ایران عبارتند از: 1. نعمت اللهی مونیسه 2. نعمت اللهی صفی علی شاهی 3. نعمت اللهی گنابادیه 4. اویسیه 5. مکتب (نور علی الهی) 6. شمسیه 7. کمیلیه 8. اهل حق 9. خاکساریه 10. ذهبیه؛ البته فرقه های گنابادیه ، ذهبیه، اهل حق و مکتب فعالیت گسترده تری دارند. این فرقه ها را می توان با رویکرد های اجتماعی ((ماندد خدمات و خیانت های فرقه های صوفیه به مردم)، سیاسی و امنیتی ( مانند ارتباط با رژیم های طاغوتی و دولت های بیگانه)، فقهی (مانند فتاوای فقها و محدثان)، تاریخی (مانند منشأ پیدایش و تحولات و تطورات و عوامل انشعاب های آن ها)، اخلاقی ( مانند آسیب ها و ناهنجاری های اخلاقی)، اعتقادی (بررسی و مطابقت یا عدم مطابقت عقاید آن ها با اعتقادات شیعه) و ادبی (مانند بررسی آثار فارسی و ادبی فرقه های صوفیه) بررسی کرد.
ادامه کلیک کنید